تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اليميني ( تاريخ العتبي ) ( فارسى ) — صفحة 79

مساهمون:

ص٧٩
جايز شمرم و راه اهمال و اغفال پيش گيرم ! لا و اللّه ، و به حق كعبه و روان ركن الدّوله كه بنسيان آن مساعى و كفران آن ايادى همداستان نباشم و خود را به سمت قصور و تقصير منسوب و موسوم نگردانم ، على الخصوص كه قدرت مكافات و مكنت مجازات يافته‌ام و بارى تعالى توفيق معونت و كفايت مئونت ارزانى داشته ، شعر :
فربّما جزت الاحسان موليه * خريدة من عذارى الحىّ مكسال و إن يكن محكمات الشّكل تمنعنى * ظهور جرى فلى فيهنّ تصهال و ما شكرت لانّ المال فرّحنى * سيّان عندى اكثار و اقلال لكن رأيت قبيحا ان يجاد لنا * و انّنا بقضاء الحقّ بخّال « 1 »
با آنكه اگرچه بغايت جدّ و نهايت جهد برسم هنوز فضيلت سبق و تقدم در تقديم كرم او راست و او در مرتبهء انعام است و من در مقام شكر ، و پوشيده نيست كه رتبت مفاتحت پيش از مقام مجازاتست ، شعر :
يا ايّها المحسن المشكور من جهتى * و الشّكر من قبل الاحسان لا قبلى « 2 »
هامش
( 1 ) فربما جزت . . . : بسا اوقات نيكى را به كمال مىرساند زنى امتناع كننده از مباشرت و همخوابگى كه دوشيزه‌اى است از دوشيزگان قبيله و نازپرورده است - و هر گاه زنان با كرشمه و ناز مرا منع كنند از اين كه به سوى آنان بروم من نرمى مىكنم . سپاسگزار نيستم به اين كه مال مرا شاد كرده ، توانگرى و بىچيزى براى من يك سان است - اما زشت دانستم كه به ما بخشش كنند در حالى كه ما به حكم خدا بخيل و تنگ نظر هستيم . ( 2 ) يا ايها المحسن . . . : اى شخص نيكوكارى كه از طرف من به تو سپاسگزارى شده ، بدان كه شكر از ناحيهء احسان است نه از ناحيهء من .