تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اليميني ( تاريخ العتبي ) ( فارسى ) — صفحة 82

مساهمون:

ص٨٢
آن مهم بر ظاهر هدنه فراهم گرفت و با همدان آمد و از آنجا روى به رى نهاد ، و اين حال در شهور سنهء تسع و سبعين و ثلثمايه [ 1 ] بود . درين سال در جرجان وبايى شنيع ظاهر شد و معظم سپاه تاش و وجوه لشكر و معارف حجّاب و كتّاب او در آن و با فروشدند و بر عقب آن تاش بعلّتى صعب مبتلا گشت و عمر او در آن غربت به آخر رسيد و در حسرت شباب و غصّهء اغتراب و مفارقت اتراب فروشد . و در مدّت مقام او به جرجان از احزاب و اصحاب او ظلم بسيار رفته بود و اهل آن بقعه را بمصادرات و مطالبات عنيف رنجانيده ، و رسوم جور و اجحاف ابداع و اختراع كرده ، و چون خبر وفات او منتشر شد عوام شهر دست بر آوردند و حشم او را وضيع و شريف ، خرد و بزرگ پايمال قتل و نكال گردانيدند و وجوه امرا و لشكر او از اقامت رسم تعزيت و قيام بمهمّ تجهيز او بمدافعت ايشان نپرداختند و بر فور خود را از تنگناى شهر به فضاى صحرا انداختند و در اختيار كسى كه قايم مقام او باشد و استعداد امارت دارد مشاورت كردند ، اتّفاق كلمهء همه بر خواهرزادهء تاش افتاد . او را در منصب امارت بنشاندند ، و او خزانهء تاش و اسباب او بر ايشان تفرقه كرد و از ذات اليد خويش بدانچه مكنت داشت هر يك را مراعات نمود تا همگنان راضى شدند و بر متابعت او قرار گرفتند و از شهر نفير برخاست و مستغاث به آسمان رسيد كه اوباش شهر بعورات خراسانيان دست تطاول كشيدند و در قتل احرار و هتك [ 2 ] استار از حدّ شرع تجاوز نموده ، از سر حميّت بر نشستند و از راه بكر آباد روى بمدافعت ايشان نهادند و اراذل [ 3 ] و اوباش گرگان بمحاربت ايشان از شهر بيرون آمدند و چون پروانه خود را در آتش دمار انداختند و آن لشكرها از مكمن [ 4 ] بيرون تاختند و كافّهء آن جمهور را در صدمهء مراكب و زحمت مواكب پست كردند و در شهر افتادند و خلقى بسيار از اذناب و اوباش بفنا آوردند و شكم گرگان از جيفهء كشتگان ممتلى شد و بر اهل
هامش
[ 1 ] - اس : تسع و سبعين و ثلثمايه . متن از شع و مب [ 2 ] - نسخ ديگر : فتك [ 3 ] - شع ، مب : و ارذال [ 4 ] - شع ، مب ، صو : از مكمنى
تاريخ اليميني ( تاريخ العتبي ) ( فارسى ) — صفحة 82 | أبي النصر محمد بن عبد الجبار العتبي / جعفر شعار / جرفادقاني