تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اليميني ( تاريخ العتبي ) ( فارسى ) — صفحة 71

مساهمون:

ص٧١
در مصالح آن جانب صرف كنيم [ 1 ] هنوز خويشتن را قاصر و مقصّر شناسيم [ 2 ] . و ابو سعيد شبيبى را كه از حسام الدّوله برسالت آمده بود با كرام و احترامى هر چه تمامتر گسيل كرد و قرب دو هزار سوار از ترك و عرب بر طريق مدد با حملى لايق در صحبت او بفرستاد ، و چون به نيسابور رسيدند عبد اللّه بن عبد الرّزاق كه از معارف لشكر خراسان بود به دو پيوست و هر دو در موالات و متابعت تاش اتّفاق كردند و تاش روى بجانب نيسابور نهاد و چون نزديك رسيد ابو الحسين سيمجورى [ 3 ] پيشى گرفته بود و در شهر رفته و در حصار نشسته . چون تاش برسيد ابو سعيد شبيبى و جمعى كه از مقيمان نيسابور بودند به دو پيوستند و بر جانب غربى شهر فرود آمدند و چند روز چالشها كردند و جنگها پيوستند و بر عقب آن دو هزار سوار ديگر از لشكر ديلم مدد برسيد مردان كار با ساز و سلاح تمام . و چون ابو الحسين [ 4 ] از قدوم ايشان خبر يافت و قوّت و شوكت ايشان دانسته بود و دربت و تجربت در دخول مضايق و افتتاح مغالق و تدبير كارها و تيسير حصارها شناخته ، نيم شبى از شهر بيرون آمد و در پردهء ظلام راه انهزام [ 5 ] گرفت و لشكر تاش را خبر شد بر عقب ايشان روانه شدند و از احمال و اثقال ايشان غنيمتى وافر حاصل كردند و تاش به شهر بر آمد و بجانب شرقى نزول كرد ، و ابو منصور ثعالبى در اين واقعه مىگويد ، شعر :
قل للّذى انا فى هواه خاش [ 6 ] * صاد الفؤاد بصدغه الجمّاش صدغ يرى عند الرّياح كأنّه * قلب ابن سيمجور أحسّ بتاش « 1 »
هامش
[ 1 ] - اس : كنم ، متن از باقى نسخ . [ 2 ] - اس : شناسم ، متن از باقى نسخ . [ 3 ] - صو : ابو الحسن سيمجور . [ 4 ] - صو ، چت : ابو الحسن . [ 5 ] - اس : ارزام ! [ 6 ] - چت : غاش ، حاشيهء چت مطابق متن ( خاش ) است . ( 1 ) قل للذى . . . : بگو به آن كه من در عشق او بيمناكم ( يا شيفتهء اويم ) با بنا گوش درخشان ( يا دلرباى ) خود دل مرا شكار كرده است - چنان بناگوشى كه به هنگام وزيدن باد گويى دل « ابن سيمجور » است كه « تاش » را احساس كرده است .