تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اليميني ( تاريخ العتبي ) ( فارسى ) — صفحة 70

مساهمون:

ص٧٠
اذا قدّمت خاتمة الرّزايا * فقد عرّضت سوقك للكساد « 1 »
و به حسام الدّوله تاش رسول فرستاد و نامه نوشت مشحون بشكر بارى تعالى بر عوايد لطف و لطايف كرم كه ايّام محنت و روزگار شدّت بپايان رسيد و كارها بر سنن استقامت و وفق ايثار و اختيار منتظم گشت و ملك موروث از كدورت و مزاحمت اضداد مستصفى شد . تاش جوابى نوشت و بحصول مقاصد و وصول با مستقرّ عزّ و انقضاء روزگار محنت و اقبال ايّام دولت و زفاف عروس ملك و وصال محبوب مراد تهنيت داد ، و در تضاعيف آن مكاتبت از مجارى احوال خويش و كيد حسّاد و اهمال حقوق و اصغا و اجابت [ 1 ] كه از حضرت بخارا بنمايم خصوم او رفته بود و سعايت ايشان بموقع قبول افتاده و منصب او خرج شده نبذى ايراد كرد و بثّ الشّكوى نمود . فخر الدّوله بجواب آن فصلى مشبع نوشت و در خلوص و داد و صفاء مودّت و اتّحاد بإطنابى هر چه تمامتر سخن راند و گفت : آنچه ايزد عزّ و جلّ « 2 » بفيض لطف خويش ارزانى داشت از ممالك و خزاين و دفاين و غير آن حكم مشاركت دارد و هر آنچه اقتراح افتد از مال و لشكر و ساز و عدّت دريغ نيست ، راه بيگانگى و انقباض مسدود بايد داشت و بدانچه سانح شود و حاجت افتد از انواع مقدورات التماس كردن ، چه : ما را مكارم و ايادى و عوارف و مساعى كه بوقت حضور ما مبذول داشته است منسىّ نيست و اگر همه عمر بشكر آن نعم و قضاء حقّ آن كرم قيام نماييم [ 2 ] و مملوك و موجود خويش
هامش
[ 1 ] - شع : ايجاب . [ 2 ] - اس : نمايم ، متن از باقى نسخ . ( 1 ) چون آخرين مصيبت خود را به بار آوردى ( زيرا مصيبت‌هاى بعدى در مقابل اين مصيبت ، كوچك و در حكم معدوم است ) بازار خود را با كساد مواجه كردى ( زيرا مردم ديگر در انتظار مصيبت بزرگ نخواهند بود و از روزگار بيم نخواهند داشت ) . ( 2 ) عز و جل : عزيز و بزرگوار است .
تاريخ اليميني ( تاريخ العتبي ) ( فارسى ) — صفحة 70 | أبي النصر محمد بن عبد الجبار العتبي / جعفر شعار / جرفادقاني