سرير پادشاهى خللى حادث نگردد ، و فخر الدّوله مبادرت نمود از نيسابور در زمانى اندك به جرجان تاخت و جمهور لشكر روى باستقبال ركاب او آوردند و از صدق موالات و ممالات در ربقهء طاعت و تباعت وى منتظم گشتند ، و او مملكت خويش به حكم استحقاق و وصايت و ممالك برادران بحقّ وراثت با تصرف گرفت ، و كذلك يؤتى الله الملك من يشاء و ينزعه ممن يشاء و هو الفعال لما يريد « 1 » .
و ابو بكر خوارزمى در قصيدهاى كه مشتمل است بر مرثيت مؤيّد الدّوله و تعزيت و تهنيت فخر الدّوله داد سخن داده است ، شعر :
رزئت أخا لو خيّر المجد فى اخ * من النّاس طرّا ما عداه و لا استثنى
فقد جاءت الدّنيا إليك كما ترى * طفيليّة قد جاوبت قبل ان تدعى
طبت بك عشقا و هى معشوقة الورى * فقد أصبحت قيسا و عهدى بها ليلى
و لمّا رأت خطّابها فركتهم * و لم ترض إلّا زوجها الاوّل الاولى « 2 »
هامش
( 1 ) كذلك يؤتى . . . : خداوند بدين سان ملك را به هر كه خواهد مىدهد و از هر كه خواهد مىگيرد ، و او هر چه خواهد كند ( رك : تعليقات ) .
( 2 ) رزئت اخا . . . : اى فخر الدوله تو مصيبت زده شدى با برادرى كه هر گاه به بزرگوارى و مجد اختيار داده مىشد كه از ميان همهء مردم در برادر تو باشد از او نمىگذشت و او را استثنا نمىكرد - و دنيا به سوى تو چون طفيلى آمده و اجابت كرده است پيش از اين كه او را فراخوانند - دنيا شيفته و عاشق تو شده است در حالى كه وى معشوقهء مردم است و او ( دنيا ) قيس ( مجنون ) گرديده و تو مانند ليلى از او اعراض مىكنى - چون دنيا خواستگاران خود را از پادشاهانى كه طالب ملك بودند ديد آنان را دشمن داشت ، و جز شوهر نخستين ( فخر الدوله ) را نگزيد .