ابو نصر عتبى [ 1 ] كه صاحب بريد نيسابور بود حكايت كرد كه روزى حسام الدّوله مرا بخواند و چون به حضرت او رسيدم امراى سهگانه [ 2 ] مجتمع بودند خلوت ساخته راى مىزدند و تدبيرى مىانديشيدند كه معاودت آن حرب و كفايت و دفع آن خصم بر چه وجه پيش گيرند ، چون مرا ديدند ترحيب تمام كردند و در آن مشاورت امين ساختند و در خواستند كه من بتازگى احوال ايشان بخواجه انها كنم [ 3 ] تا در مهمّ ايشان راه مطاولت و مماطلت نسپرد و در تجهيز عساكر و تحصيل فراغ خاطر ايشان مسارعت نمايد . شمس المعالى از آن ميان روى فرا من كرد و گفت : بدان صدر نويس كه :
الحروب [ 4 ] سجال « 1 » كار محاربت همواره ميان ملوك متفاوت بوده است و بر اقبال و ادبار دولت اعتماد نيست ، كارها گاه گاه در عقدهء تعذّر فرو بندد و مرادها در حجاب ناكامى بماند و امانى در پردهء خيبت متوارى شود ، باز آن عقده بانحلال رسد و آن مراد بحصول پيوندد و آن آمال بنجاح مقرون شود ، و مرد هشيار بجهد و كوشش مدخل ظفر و پيروزى بطلبد و بصبر و تجلّد به مقصود رسد ، و عاجز ميان عجز و ضجرت فروماند و مراد و مرتاد در تحيّر و تزدّد ضايع گرداند و ابيات متنبّى بر طريق تمثّل در آن مكاتبت تضمين كن .
هامش
[ 1 ] - شع : ابو نضر عتبى . در حاشيه آورده : ابو نضر العتبى هو خال المصنف .
[ 2 ] - اس : بيگانه ( ! )
[ 3 ] - باقى نسخ اضافه دارند : و صدق انتظار و استظهار ايشان بمعاضدت او معلوم گردانم و التماس كنم
[ 4 ] - نسخ ديگر : الحرب
( 1 ) الحروب سجال : يعنى جنگها تغييرپذير است گاهى پيروزى با اين است و گاهى با آن .