تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فلاح السائل ( سائل رستگار ) ( فارسى ) — صفحة 358

مساهمون:

ص٣٥٨
از ترس او مىگريد و براى او دوست مىدارد و براى او دشمنى مىكند ، بالاتر نيست . اى نوف ، كسى كه براى خدا دوست مىدارد و چيزى را بر محبت او ترجيح نمىدهد و كسى كه براى خدا دشمنى مىكند و به دشمنان خدا خوبى نمىكند به حقيقت كامل ايمان دست مىيابد ، آن‌گاه ما را موعظه كرد و در نهايت فرمود : از خدا بترسيد كه من به شما هشدار دادم ، بعد راه افتاد ، مىرفت و مىگفت : اى كاش مىدانستم در حالى كه من از تو غافلم ، تو از من روگردانى يا مرا مىنگرى . اى كاش مىدانستم در اين خوابهاى طولانى و شكر نكردن نعمتهايت چه حالى دارم . حبّه مىگويد : به خدا قسم حضرت در همين حال بود ، تا فجر طلوع كرد . « 1 » نوف حضرت امير الحسن عليه السّلام را براى معاوية بن ابى سفيان به اين صورت توصيف كرده است : هرگز براى آن حضرت در شب بسترى پهن نشد و هرگز در قدح ، غذا نخورد . نوف گفت : شهادت مىدهم كه حضرت را ديدم در حالى كه شب پرده تاريكى افكنده و تاريكى عالم را فراگرفته بود ، ريش خود را در دست گرفته ، چون مارگزيده به خود مىپيچيد و اندوهگنانه مىگرييد . « 2 » اى بندهء خدا ، مىترسم اگر بيش از اين بگويم ، ملول و آزرده شوى و گرنه سخن از حالات پيشوايان در شب بسيار است . مبادا به گفتهء كسانى گردن نهى كه مىگويند : اين حالات ، تكليف نيكان و بزرگان است و ما مكلّف نيستيم در نحوهء بندگى و اين تلاش زائد الوصف از ايشان پيروى كنيم . اگر نمىترسيدم كه از صحبت دربارهء خداى عزّ و جلّ و خاصّگان درگاهش ملول شوى و همين باعث هلاكتت شود ، در باب صفات شيعهء اهل بيت ، سخنى طولانى داشتم و آيات و اخبارى فراوان نقل مىكردم ، ولى به ذكر يك حديث در اين باب بسنده مىكنم و همين حديث براى صاحبان ضمير آگاه كافى است . عمرو بن ابى المقدام از پدرش نقل كرده است كه امام باقر عليه السّلام به من فرمود : اى
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، ج 41 ، ص 22 ، ح 13 . ( 2 ) . بحار الانوار ، ج 41 ، ص 23 ، ح 13 و ج 87 ، ص 201 ، ح 9 .