تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فلاح السائل ( سائل رستگار ) ( فارسى ) — صفحة 357

مساهمون:

ص٣٥٧
مىكرد و قرآن مىخواند . نوف بكالى گفته است : پاسى از شب گذشته حضرت از كنارم مىگذشت ، فرمود : اى نوف خوابى يا بيدار ؟ گفتم : بيدارم و زيرچشمى مراقب شما هستم . فرمود : اى نوف ، خوشا به حال كسانى كه از دنيا دل كندند و شوق آخرت يافتند . كسانى كه چون شب بر آنها پرده مىافكند ، بر فرش زمين و در بستر خاك ، آب را چون عطر به‌كار مىبرند و با دعا و قرآن همدم مىشوند و از دنيا مىبرند ، چنان‌كه مسيح ، عيسى بن مريم - درود خدا بر او - بريد . « 1 » در كتاب زهد على بن ابيطالب عليه السّلام از « حبّهء عرنى » روايت شده كه گفت : من و نوف در ميدان مقابل قصر خوابيده بوديم كه ناگاه امير الحسن را ديدم . اواخر شب بود . حضرت شبيه افراد سرگشته و حيران دست بر ديوار نهاده ، مىفرمود :
« إِنَّ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ لَآياتٍ لِأُولِي الْأَلْبابِ »
« 2 » آن‌گاه چون كسى كه عقلش پريده ، در حالى كه اين آيات را مىخواند به حركت درآمد . پس از آن فرمود اى حبّه ، خوابى يا بيدار ؟ گفتم : يا امير الحسن وقتى تو چنين مىكنى ، پس ما بايد چه كنيم ؟ حضرت چشمانش را بست و گريست . بعد فرمود : اى حبه ، خدا جايگاهى دارد و ما در مقابل او جايگاهى داريم كه هيچ‌يك از اعمال ما از ديد او مخفى نمىماند . اى حبّه ، خدا به من و تو از رگ گردن نزديك‌تر است . اى حبه ، چيزى من و تو را از ديد خدا مخفى نمىكند ، پس از آن گفت : اى نوف ، خوابيده‌اى ؟ گفت : نه يا امير الحسن نخوابيده‌ام . امشب خيلى مرا گرياندى . فرمود : اى نوف ، اگر امشب گريهء زيادت از ترس خدا بود ، فردا در پيشگاه خداى عزّ و جلّ چشمانت روشن خواهد بود . اى نوف ، هرقطره‌اى كه از خوف خدا از چشم مردى بچكد ، درياهايى از آتش را خاموش مىكند . اى نوف ، منزلت هيچ‌كس نزد خدا از كسى كه
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، ج 41 ، ص 16 ، ح 9 . ( 2 ) . به درستى كه در خلقت آسمان و زمين و رفت‌وآمد شب و روز دلايلى روشن براى خردمندان است ( سورهء آل عمران آيهء 190 ) . اين آيه و آيات بعد از آن دربارهء كسانى نازل شده است كه شب دل از خواب شيرين كنده ، به رازونياز با معبود يكتا مىپردازند .