خودم شود . من با ندانمكارى با تو رفتار كردهام و عملى كه شايستهء بزرگى و نعمتهاى تو باشد ندارم .
اى آقاى من ، من تاب عذاب و سرزنش تو را ندارم و تحمّل ندارم تو مرا تحقير كرده ، احسانت را از من برگردانى و تو خود گفتهاى : « اگر بدهكار ، تنگدست بود او را تا زمان گشايش مهلت دهيد » « 1 » تنگدستى مرا هرگز گشايشى نيست و تو با حلم و عفو و كرمى كه دارى ، از هركس به قبول عذر تنگدستان سزاوارترى . الهى ، من چگونه در دايرهء خشم تو محبوس باشم ، در حالى كه طلبكار من تويى و شاهد تنگدستيم نيز تو هستى .
الهى ، با عقلى كه تو نورش را به من ارزانى داشتهاى ، فهميدهام كه اگر بندهاى از دست مولايش به سوى خود او بگريزد يا خود را تسليم او كند و از غضبش به عفوش پناهنده شود يا به سبب خشم مولايش بر خود خشم گيرد يا به عزيزان او متوسّل شود يا از درى درآيد كه مولايش هركه را از آن در درآيد ، مىبخشد ، آن بنده به رحمت و عفو و رضاى مولايش سزاوارتر است . اكنون من به علّت خطراتى كه احاطهام كرده ، از تمام اين راهها به سوى حلم تو مىآيم . من از درى درآمدهام كه قوم ادريس و قوم يونس درآمدند و تو به آنها رحم كردى و به علّت خشم پيامبرت آنها را عذاب نكردى . من از درى درآمدهام كه ابليس براى گرفتن مهلت آمد و تو با آنكه مىدانستى او دائما فتنه مىانگيزد ، خواهشش را پذيرفتى . من اكنون بر درى ايستادهام كه هدايت و عنايت به ساحران دربار فرعون را از آنجا آغاز كردى ، تا آنان كه از دشمنانت بودند ، از اولياى تو شدند . اكنون بر درى ايستادهام كه ملل بت پرست از آنجا شروع كردند و تو بهجاى خشم بر آنها ، كسى را براى هدايتشان مبعوث كردى ، تا افراد زيادى از آنها دوستان و عزيزان تو شدند .
من بر باب رحمت پيامبرت محمّد صلّى اللّه عليه و آله ايستاده ، از رحمت او مدد مىگيرم كه
هامش
( 1 ) . سورهء بقره آيهء 280 .