تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فلاح السائل ( سائل رستگار ) ( فارسى ) — صفحة 281

مساهمون:

ص٢٨١
گناهانم از امّت موسى بيشتر نباشد ؛ آنان‌كه گوساله پرستيدند و به موسى گفتند : تو و خدايت برويد و بجنگيد و گفتند : خدا را آشكارا به ما بنمايان و با اين همه موسى شفاعت آنها را كرد و چنان‌كه در تورات آمده ، گفت : « اگر شفاعت مرا نمىپذيرى ، مرا از نبوّت عزل كن » و تو اى خدا ، شفاعت او را پذيرفتى و آنها را كه كشته بودى ، زنده كردى و چنان ثنايشان گفتى كه اهل تقصير و معصيت ، تو را مىستايند . ما به واسطهء رسولت محمّد صلّى اللّه عليه و آله به تو رو مىآوريم كه نزد تو از ما شفاعت كند . به حقّ خودش ، شفاعت او را ردّ نكن . با اين همه وسائط ، خود نيز به اندازهء تمام جناياتم و به همان ميزان كه در هنگام معصيت ، حرمت تو را نديده گرفتم - هرچند مقدار آن را نمىدانم - و به همان ميزان كه به رسولت صلّى اللّه عليه و آله و دينت و خاصگان درگاهت و قرآنت بىحرمتى كردم و به شأن بلند تو اهانت نمودم ، توبه مىكنم . اگر توبه‌ام را نمىپذيرى و از من راضى نمىشوى ، مرا ببخش كه گاهى مولى از بنده‌اش راضى نيست ، ولى او را مىبخشد و اگر نمىبخشى بر من غضب نكن ؛ زيرا كسى غضب مىكند كه توان عقوبت ندارد يا گناهكار ، خود را تسليم او نمىكند ؛ ولى تو توانايى و من تسليم توام ، اى آقاى من ! خداى من ، تو مىدانى كه شيطان دشمن من و دشمن توست و اگر براى مجازات و عقوبت او را بر من مسلّط كنى ، او به من و ساحت قدس تو شادكامى خواهد كرد ، پس اگر لاجرم مىخواهى مرا مجازات كنى ، خودت مجازات كن ، نه به دست اين دشمن مشترك . الهى ، چون به من نيكى مىكنى و بديهايم را مىپوشانى ، من خودم را از منسوبان و وابستگان به تو مىدانم و ديده و شنيده‌ام كه شاهان از منسوبان و وابستگان خود صرف‌نظر مىكنند و به شهادت عقل ، اين ، يكى از صفات كمال است و تو به داشتن صفات كمال سزاوارترى . الهى ، اگر واسطه‌ها و درخواستهايم نزد تو اهميتى ندارد ، هنگامى كه دربارهء آرزومندان سفارش مىكنى مرا به ياد آور ، هنگامى كه دربارهء درخواست‌كنندگان