كسى كه در حق او جنايت كرده است .
و بدان كه خوشفهمى ، و دانش عميق اگر چه جزء حكمتاند و همچنين حلم جزء ملكه شجاعت است ولى چون عدالت فضيلتى است كه در هر سه اصل و پايه ديگر موجود است ، بنا بر اين همه آن پايهها با شعبههايشان از فروع و شاخههاى عدلند ، بدين معنى كه چون تمام ملكات فاضله ، حدّ وسط بين افراط و تفريط است ، و معناى عدل هم در حد وسط بودنست پس تمام آنها شعبه عدل و از جزئيات آنند .
و اما شاخههاى شجاعت كه از آن بجهاد تعبير مىشود ، يكى از آنها امر بمعروف و دوّمى نهى از منكر و سوّمى راستى در موارد ناملايم ، كه شجاعت در اين سه روشن است ، و چهارمى دشمنى با فاسقانست ، و روشن است كه لازمه بغض آنها دشمنى با آنها براى خدا ، و جوشش نيروى خشم در راه مبارزه با آنها است ، و اين مستلزم دليرى و شجاعت است .
و اما نتيجه و بهرههاى اين فضائل ، حضرت بدانها نيز اشاره فرمود ، براى تشويق به پياده ساختن خود آن فضائل در وجود انسان .
بهرههاى شعب چهارگانه عفت ، نيز چهار است ، اوّل بهره شوق به بهشت ، و آن گذشت از شهواتست ، و اين روشن است كه سالك بسوى خدا ، تا شيفته نويدهاى پرهيزكاران نباشد ، از شهوتهاى حاضر دنيا نگذرد ، با اينكه شهوات دنيا موجباتش زياد است ، دوّم - نتيجه ترس از دوزخ ، كه دورى از محرماتست ، سوّم بهره زهد كه سبك شمردن مصيبتهاى دنياست ، زيرا بيشتر نگرانيها و ناملايمات دنيائى ، نتيجه از دست دادن اشياء محبوب و مورد علاقه است ، و كسى كه قلبا بمتاعهاى دنيوى دل نبندد ، از فقدان آنها نگرانى ندارد چهارم بهره انتظار مرگ ، كه پيشتازى در كارهاى خير ، و كار كردن براى مرگ و بعد از آنست .
بحار الأنوار (ج65) (شيعه در پيشگاه قرآن و اهل بيت ع) (فارسى) — صفحة 505
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٥٠٥