تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج65) (شيعه در پيشگاه قرآن و اهل بيت ع) (فارسى) — صفحة 507

مساهمون:

ص٥٠٧
راستى خداوند متعال ، شما را ويژه اسلام ساخت ، و براى آن خالص نمود ، چون اسلام نام سلامتى و همه خوبيهائيست كه خداوند برنامه آن را برگزيده ، و دليل‌هايش را روشن نموده ، كه برخى از آن دليلها دانش آشكار است ، همگان بر آن مىتوانند اطلاع يابند ، و پاره‌اى از آنها حكمت پنهانيست كه جز اهلش ندانند ، غرائب آن نابود نشود ، و شگفتيهايش پايان نپذيرد ، همچون بارانهاى بهارى ( پر ارزش و مايه روئيدن شكوفه‌ها و بروز نعمتها ) و چراغهاى تاريكيها است ، خوبيها جز با كليدهايش گشوده نشوند ، و تاريكيها جز با چراغهايش بر طرف نگردند ، ( تجاوز از ) مرزهاى آن را ( كه عبارتست از محرّمات ) منع فرموده ، و ( بهره‌بردارى از ) چراگاه آن را ( كه عبارتست از مباحات ) آزاد نموده در اوست ، درمان هر كس كه درمان خواهد ، و بس است ، هر كرا كفايت جويد « 1 » . بيان : ظاهر اين فرمايش حضرت آنست كه اسلام از سلامتى گرفته شده ، يعنى هر كس حق آن را ادا كند ، از آفتهاى دنيا و هلاكت آخرت سالم ماند ، بنا بر اين ، اسلام بمعنى انقياد و اطاعت كامل نيست ، و جماع بر وزن كتاب ، گردآوريست ، و در حديث ميفرمايد ( الخمر جماع الاثم - يعنى مى و ميخوارى گردآورى همه گناهانست ) و منهج و منهاج ، راه روشن است ، و حجتهاى آن همان دليلهاى درستى آنست ، و كلمه ( من ) براى تفسير و شرح حجت‌هاست و ظاهر العلم ، يعنى احكامى كه از محكمات قرآنست و براى همه مردم روشنست ، و همچنين روايات و اخبار و باطن الحكم ، يعنى احكامى كه نزد اهلش مخفى است ، همچون تأويل آيات متشابهه ، و اسرار نهفته شريعت ، و بقولى مقصود از ظاهر علم و باطن حكم ، قرآنست ، زيرا جملاتى كه بعد از آن ذكر فرموده همه از صفات قرآنست ، و بدون ترديد دليلهاى قرآن و اسلام هم يكى است ، و بعيد نيست كلمه قرآن هم در ضمن گفتار حضرت بوده ، ولى مرحوم سيد رضى چون
هامش
( 1 ) نهج البلاغه عبده ج 1 ص 293 خطبه 150 .