گزارش ميدهد و نيز مثل اينكه كسى بگويد با من مواسات كن ، چون از نيازمندى خود گزارش دهد ، و در افعال اعضاء و جوارح نيز استعمال شوند چنانچه گويند ( صدق في القتال - در مبارزه و كشتار راست گفت ) اين جمله را وقتى گويند كه حق كشتار را ادا كند يا وقتى ميگويند ( صدق في الايمان - در ايمان راست گفت ) كه بمقتضاى ايمان رفتار كند ، پس صادق كامل آنست كه زبانش با دل و كردارش با گفتار خود تطبيق كند و به همين جهت بمعصوم عليه السّلام صدّيق گويند ، و در اينجا احتمال دارد كلمه صدق همه اين معانى را شامل شود .
( و شنآن الفاسقين )
شنآن به حركت نون و سكون آن ، بمعنى بغض و دشمنى است ، و دشمنى با فاسقان كمترين مرتبه نهى از منكر است ، و بقولى دشمنى با فاسقان مقتضاى ايمانست و در هر حال واجب است و جزء نهى از منكر نيست ،
( شدّ ظهر المؤمن )
و در نهج البلاغه
( ظهور المؤمنين )
است و شدّ الظهر كنايه از تقويت است ، همچنان كه قصم الظهر ( شكستن پشت ) كنايه از تضعيفست و امر بمعروف باعث نيرومندى مؤمن است ، زيرا مؤمن تصميم ترويج از دين و ايمان را دارد ولى چه بسا كه نتواند .
( ارغم انف المنافق )
ارغام الانف ( به خاك ماليدن بينى ) كنايه از خوار ساختن است ، و اصل آن چسباندن بينى به خاك است ، و مورد استعمالش جايى است كه كسى را به زور بكارى وادارند ، و منكر ، خواسته منافقان و بزهكاران است كه اينها نيز دستهاى از منافقان هستند ، و نهى از منكر بينى آنها را به خاك ميمالد .
( و من صدق في المواطن قضى الّذى عليه )
در ديگر كتابها غير از خصال
( قضى ما عليه )
كه عبارتست از امر بمعروف ، و نهى از منكر ، اگر توانائى بيشتر از آن را نداشته باشد ، يا عبارتست از همه تكاليف و وظائف ، زيرا راستى در ايمان و عقائد ، مقتضى عمل كردن به همه تكاليف است ، يا اينكه همه تكاليف را انجام
بحار الأنوار (ج65) (شيعه در پيشگاه قرآن و اهل بيت ع) (فارسى) — صفحة 503
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٥٠٣