استعاره تخييليه و هم بالكنايه به كار برده شده ، چون حكم را به زهره و حلم و بروضه تشبيه فرموده ، و در نهج البلاغه
( و رساخه الحلم )
است ، رسخ يعنى ثابت شد ، و حلم بمعنى بردبارى و آرامش و خودداريست ، و بقولى ، شتاب نكردن در به كار زدن خشم است ، و رساخه الحلم ، يعنى نيرومندى و كمال حلم
( فمن فهم فسرّ جميع العلم و من علم عرف شرايع الحكم )
يعنى هر كس مشكلات علوم را بفهمد ، متشابهاتش را تفسير كند ، و هر كس چنين باشد همه گونه داورى بين مردم را بداند ، و اشتباه نكند ، و ستم و جور روا ندارد ، در مجالس مفيد بعد از اين جمله ميفرمايد
( و من عرف شرايع الحكم لم يضلّ ) ( و من حلم لم يفرط في امره )
و بر مردم خشم نگيرد و در كارها خوددار باشد ، و در نهج البلاغه
( فمن فهم علم غور العلم ، و من علم غور العلم صدر عن شرايع الحكم ، و من حلم
تا آخر ) صدر بار گشتن از آبگاه براى سيراب نمودن مردم ، است ، و صدور از قوانين حكم ، كنايه از درست گفتن و به حق حكم كردنست
( و لم يفرّط )
از باب تفعيل ، يعنى در شئون مربوط بداورى كوتاهى نكرده ، يا در همه موارد ، و در پارهاى از نسخههاى نهج البلاغه ، لم يفرط از باب افعال است ، يعنى از حدّ خويش نگذشته ،
( و عاش في النّاس حميدا )
عيش به معناى زندگى و حميد ، يا محمود بمعنى پسنديده است .
( و الجهاد على اربع شعب )
اين شعبهها يا وسائل جهادند ، يا انواع جهاد كه نهانند و آنها را ياد فرموده تا گمان نشود كه جهاد ، تنها با شمشير است ، با اينكه آن نوعى امر بمعروف و نهى از منكر است ، بلكه جهاد به كار زدن نهايت كوشش و قدرت است در بالا بردن كلمه اللَّه و پيروى از خوشآيند او و ترويج قوانين الهى با دست و زبان و دل .
راغب گويد « 1 » جهاد و مجاهده به كار بردن تمام كوشش است در دفع دشمن ، و جهاد سه گونه است مبارزه با دشمن آشكار ، و مبارزه با شيطان ، و مبارزه با نفس ،
هامش
( 1 ) مفردات راغب ص 101 .