همچنان كه هنگام ضعف و سستى به پايه ديوار تكيه ميدهند ، و عزّ نيرو و شدّت و پيروزى است ، و اعزّه يعنى او را عزيز كرد . يعنى اصول و قواعد اسلام را يا دلائل و براهين آن را زورمند و چيره و سرفراز و نيرومند نمود در برابر كسى كه بخواهد با آن بجنگد و ويرانش سازد و بقولى جنگيدن با اسلام ، كنايه از جنگيدن با مسلمانهاست ، و در پارهاى از نسخهها ( جأر به ) بر وزن سئل است يعنى براى كسى كه به آن داد خواهد و به دو پناه برد ، و در نهج البلاغه ، على من غالبه است يعنى كسى كه بخواهد بر آن چيره شود ، و شايد اين بيان روشنتر باشد ، و در تحف العقول على من جانبه است يعنى كسى كه از او طرفدارى كند
( و جعله عزّا لمن تولّاه )
يعنى او را مايه عزّت و بلندى و پيروزى قرار داد براى كسى كه دوستش دارد ، كه در دنيا نگهدار اوست از كشتن و اسارت و چپاول و زبونى ، و در آخرت از شكنجه و رسوائى ، و در مجالس شيخ
( لمن والاه )
و در نهج البلاغه بجاى اين عبارت
( فجعله امنا لمن علقه )
يعنى به او بچسبد و در آويزد
( و سلما لمن دخله )
سلم بكسر سين چنانچه در نهج البلاغه است و همچنين بفتح سين بمعنى صلح ، و بر صلحكننده نيز گفته شود ، و با فتح لام بمعنى عقبنشينى و تسليم شدن است ، چون هر كه در اسلام درآيد از ستيز و كشتن و اسارت ايمن است ،
( لمن تجلّله )
گويا در اينجا چيزى حذف شده يعنى به دو بزرگى جويد ، يا اسلام بر سرش سايه افكند ، يا كسى كه عمده و مهم اسلام را بگيرد ، جوهرى گويد ، تجليل الفرس ، يعنى پوشاندن جل و پوشش است بر آن ، و تجلّله يعنى برتر از آن شد ، و تجلّله يعنى عمده آن را برگرفت ، پايان .
و چه بسا با حاء خوانده شود بنا بر اين تفسير لمن تحلّله اينست كه اسلام را پوشش خود ساخت ، و اين بعيد است ، و در مجالس و تحف العقول
( لمن تحلّى به )
است يعنى براى كسى كه خود را بدان زيور نمايد و اين روشنتر است .
( و عذرا لمن انتحله )
انتحال ، دين خود قرار دادنست ، و بيشتر بادعاء
بحار الأنوار (ج65) (شيعه در پيشگاه قرآن و اهل بيت ع) (فارسى) — صفحة 478
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٤٧٨