مفيد از . . . از جابر اسدى روايت كند كه مردى حضور امير المؤمنين عليه السّلام ايستاده از ايمان سؤال نمود ، حضرت نيز به حال سخنرانى ايستاد و فرمود ، ستايش مر خدائى راست كه اسلام را طرحريزى كرد و همچنان فرمود ( مانند روايت شماره 18 ) تا آنجا كه : براى خدا خشم گرفته است ، و هر كس براى خدا خشم گيرد او مؤمن شايسته است .
اين بود توصيف ايمان و پايههاى آن .
سائل عرضكرد : اى امير المؤمنين ، راهنمائى فرمودى و ارشاد كردى ، خداوند تو را از دين پاداش خير دهد « 1 » .
اين روايت نيازمند توضيح است و اختلاف نسخههاى كتابها نيز بايد گفته شود ، و اينك :
( امّا بعد ) يعنى بعد از ستايش و درود
( فسهّل شرائعه لمن ورده )
شرع و شريعت بفتح شين دينى است كه خدا مقرر داشته و طرحريزى نموده و بر مردم واجب ساخته ، و شرع اللَّه لنا كذا ، يعنى خدا فلان امر را براى ما روشن و واضح نمود ، و شريعه آبگاه شتر كنار جوى و آب جارى را گويند و همچنينست مشرعه ، ازهرى گويد ، عرب آن را مشرعه نگويد ، مگر وقتى آب دائما روان باشد ، مثل آب نهرها ، و نيز آشكار و چشمگير باشد كه براى آب برداشتن ، دلو و ريسمان نخواهد ، و اگر از آب باران باشد آن را كرع بفتح كاف و راء گويند ، و وردت الماء بر وزن وعدت وقتى گوئى كه به آب برسى براى نوشيدن ، و بقولى شريعه آبگاه نوشندگانست ، و بقوانين الهى شريعت گويند زيرا زندگى ارواح بشر بستگى به آن قوانين دارد ، همچنان كه زندگى بدنها به آب بسته است ،
( و اعزّ اركانه لمن حاربه )
ركن هر چيزى طرف آن ، يا نيرومندترين طرف را گويند ، و عزّ و منعه وسيله نيرومنديست از قبيل پادشاهى و لشكر و وسائل ديگر ،
هامش
( 1 ) امالى مفيد ص 170 و امالى طوسى ج 1 ص 35 .