آن رو گرداند ، آسيبها ( ى دنيا ) بر او آسان شود ، و هر كس چشم به راه مرگ باشد ، بسوى خوبيها بشتابد .
و يقين بر چهار بخش است كه عبارتند از : بينائى هوش ، و آيندهنگرى حكمت ، و شناخت عبرت ، و روش پيشينيان ، پس هر كس هوش بينا دارد حكمت را بشناسد ، و هر كس حكمت برايش روشن شود ، عبرتشناس گردد ، و هر كس عبرت شناسد ، به راه و روش آشنا گردد ، و هر كس آشناى راه و روش شود ، گويا در جمع پيشينيان بوده ، و به راه راستتر پى برده ، و نگريسته تا راه نجات نجات يافتهها و نابودى هلاكت يافتگان را دريابد ، ( و بدين نتيجه ميرسد كه ) آن كس را كه خدا هلاك كرده ، براى نافرمانيش بوده ، و آن كس را كه نجات داده براى اطاعتش بوده است .
و عدل نيز بر چهار بخش است : فهمى پيچيده و مرموز ، و دانشى لبريز ، و شكوفه ( زيباى ) حكم ، و چمنزار بردبارى ، هر كس فهميد ، از تمام دانش پرده برداشت ، و هر كس دانش يافت شرايع داورى را شناخت ، و هر كس بردبار شد ، در كارش زيادهروى نكرد ، و در ميان مردم ، نيكو و پسنديده زندگى نمود .
و جهاد بر چهار بخش است : بر امر بمعروف ، و نهى از منكر ، و راستى و راستگوئى در جبهههاى نبرد ، و دشمنى با فاسقان ، پس هر كس امر بمعروف كند ، پشت مؤمن را محكم نمايد ، و هر كس نهى از منكر كند ، بينى منافقان را به خاك مالد ، و از نيرنگش در امان باشد ، و هر كس در جبهههاى نبرد راست و پايدار باشد ، آنچه به عهده دارد پرداخته است ، و هر كس با فاسقان دشمنى ورزد ، براى خدا خشم گرفته ، و هر كه براى خدا خشم گيرد ، خدا برايش خشم گيرد .
اين بود ، ايمان ، و پايهها ، و بخشهايش « 1 » .
هامش
( 1 ) كافى ج 2 ص 50 و 51 .