خاندانم ، و احتمال دارد كه جمله آخر حديث ، سخن امام صادق عليه السّلام باشد ، ولى بعيد است .
16 - حضرت امير المؤمنين عليه السّلام در خطبهاى ميفرمايد : سپس اين اسلام دين خداست ، كه ويژه خود ساخته ، و با ديد خود پرداخته ، و به برگزيده آفريدههايش وانهاده و ستونهايش را بدوستى آن برپا داشته ، در پرتو عزّت آن مرامهاى ديگر را خوار ساخته ، و ملّتها را با بالا بردن آن پست نموده ، و با بزرگداشت آن دشمنانش را زبون كرده ، مبارزانش را به يارى آن سركوب ، و با استحكام آن اركان گمراهى را ويران نموده تشنگان حقيقت را از سرچشمه آن سيراب كرده ، و آبگاههاى آن را از آبشخورها پر ساخته ، وانگهش چنان ساخته كه دستگيره آن را بريدن نيست ، و دستهاش جداشدنى نباشد ، و بنيادش ويران نگردد ، و پايههايش زوال نيابد ، و درختش ريشه كن نشود ، و زمانش پايان نيابد ، و قانونش محو نشود ، و شاخههايش جدا نگردد ، راههايش تنگ نباشد و ناهموارى ندارد ، و روشنى آن تيرگى ندارد ، و راستيش را كژى نيست ، و عصايش خم نشود ، و درّه گذرگاهش سختى ندارد ، و چراغهايش خاموش نگردد و شيرينيش تلخى ندارد ، پايههائيست كه ريشههايش بدرستى اندرند ، و بنيادشان پايدار است ، و سرچشمههائيست كه چشمههاشان جوشانند ، و چراغهائى كه فروزششان تابان ، و روشنى گاهيست كه زائرانش پيرو آن ، و پرچمهاى مقصود رهگذران و آبگاههائيست كه واردانش را سيراب مىكند ، خدا نهايت خشنوديش را در آن نهاده و نيز كنگره پايهها و غلّه طاعتش را آن ساخته ، پس آن اسلام نزد خدا اركان محكم دارد ، بنيادى برافراشته ، و برهانى درخشان ، و آتشى روشنگر ، و سلطنتى گران است ، آتشگاهش نزديك ، و برافشاندنش نابود ، بدان درآئيد و پيروش باشيد ، حقش را بپردازيد ، و آن را بر جاى خودش گذاريد « 1 » .
هامش
( 1 ) نهج البلاغه عبده ج 1 ص 433 .