آبكشى است كه با دلو آب بيرون ميكشد و مقصود از حوضها در اينجا بهرهگيران ، و مقصود از آبكشها ، ائمّه هستند كه شريعت را از پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم گيرند يا از قرآن درآورند ، يا دانشمندانى كه معالم قرآن و سنت را بانديشه خود استنباط كنند يا از پيامبر و امامان عليه السّلام برگيرند ، و احتمال دارد مقصود از حياض قواعد باشد ، و آبكشها ، مؤسسين آن قواعد بامر خدا ، و بيانكنندگان ، و روشنگران ، يا مقصود از حياض ، صاحبان دانشاند كه خداوند سينههايشان را از زلال معرفت و هدايت پر ساخته ، و مقصود از مواتح مبلّغين از سوى خدا كه عبارتند از فرشتگان و روح القدس و الهامات ربّانى .
و انفصام بمعنى شكستن است يا شكستنى كه جدا نشده باشد ، و عروه دستگيره دلو و كوزه است ، و فكّ جدائيست ، و عفا كهنگى است ، و شريعت ، قوانينى است كه خدا براى بندگانش وضع نموده ، و جذّ ، بمعنى قطع است يا بريدنى كه هنوز جدا نشده باشد ، و در پارهاى از نسخهها حذّ با حاء است كه باز بمعنى قطع است ، و در برخى ديگر جدّ با جيم و دال است كه نيز به معناى قطع است ، و فعل آن در هر سه صورت بر وزن مدّ است ، و ضنك ، تنگنا ، و وعوثه راه ناهموار و ريشه آن وعث بمعنى ريگ است ، و اسلام را ميستايد كه صعب العبور و ناهموار نيست ، پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود ، بسوى شما مبعوث شدم با آئين حنيف ، آسان ، سهل ، سفيد ، و وضح با حركت ضاد سفيدى است ، و سفيدى اسلام ، صاف بودنش از تيرگى باطل است ، و نصبت الشيء يعنى آن چيز را به پا داشته و بلند ساختم ، پس راست ايستاد ، و عصل با حركت صاد بمعنى كجى ، با كجى سخت ، و فجّ ، راه گشاده بين دو كوه ، و طفئت النّار بر وزن فرح يعنى شعله آتش رفت ، و شيرينى دين لذت قرب به خدا و نعمتهاى دائمى است ، و ساخ يعنى غائب و پنهان شد ، و سنخ بكسر سين ريشه ، و اساس بر وزن سحاب پى ساختمان ، و ينبوع سرچشمه يا نهر پر آبست و اين مناسبتر است ، و
بحار الأنوار (ج65) (شيعه در پيشگاه قرآن و اهل بيت ع) (فارسى) — صفحة 469
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٤٦٩