بيان :
( الاسلام عريان )
اسلام را بمرد و حياء را به لباس او مانند كرده ، همچنان كه لباس ، زشتيهاى ظاهرى و عورت را ميپوشاند ، همچنان حيا ، و آزرم زشتيهاى درونى را ميپوشاند ، و بعيد نيست كه مقصود از اسلام ، مسلمان باشد يا نسبت برهنگى و پوشش باسلام مجاز است ، يعنى لباس صاحب اسلام كه مسلمان باشد و همچنين جملات بعد نيز اين دو احتمال را دارد
( و زينته الوفاء )
يعنى به پيمانهاى خدا و رسول و امامان ، و پيمانها و وعدههاى مردم و بقولى پرداخت هر حقى چنانچه بايد به صاحب حق ،
( و مروّته العمل الصّالح )
بضمّ ميم با همزه و گاهى همزه را تخفيف ميدهند ، و واو تشديد دارد ، انسانيت را گويند ، يعنى عمل بر حسب مقام انسانى ، در قاموس گويد : مرؤ بر وزن كرم يعنى داراى مروّت و انسانيّت ، و در مصباح گويد : خوىهاى نفسانى است كه رعايت آنها ، انسان را به حسن اخلاق ، و عادات پسنديده وامىدارد ، و جوهرى گويد : گاهى بتشديد واو گفته مىشود مروّت ، پايان .
نتيجه اينكه عمل صالح از لوازم اسلام ، و از چيزهائيست كه اسلام را سزاوار نام اسلام ميسازد ، همچنان كه مروّت از لوازم انسان ، و انسان را شايسته نام انسانيت مىكند ، يا اينكه مسلمان مروّتش در عمل صالح است ، و در حقيقت مسلمان نباشد مگر با آن ، ( و عماده الورع ) عماد بكسر عين ، تكيهگاه است ، و عماد خيمه و سقف پايه آنهاست نتيجه اينكه ثبات و بقاء و استقرار اسلام به ورع ، يعنى ترك محرمات و شبهات است ، همچنان كه با گناه متزلزل مىشود ، و بلكه از بين ميرود ، و اسّ بضمّ همزه و اساس بفتح آن ريشه ساختمان ، و ريشه هر چيز است و اساس بكسر همزه جمع اسّ است ، بنا بر اين همچنان كه ساختمان بىپايه مستقر نشود ، و راست نيايد ، همچنين اسلام بدون دوستى آنها كه لازمه آن قبول ولايت و امامت آن بزرگوارانست ، صورت نگيرد ، زيرا هر كس موقعيت آنها را منكر شود ، دشمنترين دشمنان آنهاست ، و ( حبّنا ) يعنى دوستى من و
بحار الأنوار (ج65) (شيعه در پيشگاه قرآن و اهل بيت ع) (فارسى) — صفحة 466
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٤٦٦