13 - حضرت جواد عليه السّلام از پدرش از جدش عليه السّلام روايت فرمايد كه حضرت امير المؤمنين عليه السّلام فرمود ، پيامبر خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود ، خداوند اسلام را آفريد ، و براى او عرصه و ميدانى قرارداد ، و نيز برايش نورى ساخت ، و دژ و ياورى درست كرد ، امّا عرصه اسلام قرآنست ، و نورش حكمت ، و دژ آن كار خوب ، و يارانش من و خاندانم و شيعيان ما هستند ، پس خاندان من و شيعيان و ياران آنها را دوست بداريد ، زيرا در شب معراج ، وقتى مرا به آسمان بردند ، و جبرئيل مرا باهل آسمان معرّفى كرد ، خداوند دوستى من و خاندانم و شيعيان آنها را در دل فرشتگان بوديعت نهاد ، و تا روز قيامت اين دوستى به آنها سپرده شده سپس جبرئيل مرا به زمين آورد ، و باهل زمين معرفى نمود ، و خدا دوستى مرا و خاندانم و شيعيان آنها را در دل مؤمنين از امّتم بوديعت نهاد ، و آنها تا روز قيامت امانت مرا در خاندانم حفظ ميكنند ، بدان ، اگر مردى از امّت من تمام روزهاى عمرش عبادت كند ، و هنگام ملاقات خدا ، دشمن خاندان و شيعيان من باشد ، خداوند سينهاش را جز از نفاق و دوروئى نگشايد « 1 » .
14 - محمد بن على بن عبد الصمد از . . . از عبد العظيم حسنى نيز حديث بالا را روايت كند « 2 » .
توضيح :
( فجعل له عرصه )
عرصه و ميدان ، يك قطعه زمين چشمگير پهناور بىساختمانيست ، و ظاهرا حضرت اسلام را به مردى تشبيه فرموده نه به خانه چنان چه پنداشتهاند ، و قرآن را بعرصهاى تشبيه فرموده كه اسلام در آن ميچرخد ، و حكمت و علوم حقه را بچراغ و نورى ، مانند كرده كه اسلام بدان روشن ، و صاحبش به آن مىبيند ، زيرا حقائق اسلام و اوامر و نواهى آن روشن نشود مگر بدانش ،
( و امّا حصنه فالمعروف )
يعنى نيكى ، يا آنچه كه حسنش بخرد و شرع شناخته
هامش
( 1 ) كافى ج 2 ص 46 .
( 2 ) بشارة المصطفى ص 194 .