شود ، چنانچه مقصود از معروف در امر بمعروف همين است ، و در هر صورت معروف باعث حفظ و بقاء اسلام و راه نيافتن شيطانهاى انس و جنّ براى ايجاد خلل در آنست ، يا مقصود از معروف ، امر بمعروفست ، و در اين صورت تشبيه آن به دژ روشنتر است .
و امّا اينكه آن بزرگواران و شيعيان آنها ياور اسلامند ، و ديگران آن را ضايع ميسازند روشن است ، ( فنسبنى ) يعنى نسب مرا ياد كرد يا اوصاف مرا ، و نبوّت و كمالات مرا ياد نمود ، و امّا معرفى آن حضرت براى اهل زمين ، بوسيله آياتيست كه در باره او و خاندانش فرود آمده و مردم آنها را تا روز قيامت ميخوانند يا اينكه جبرئيل فضائل آن بزرگوار را ياد كرد و فرياد كشيد بطورى كه همه آنها كه در پشت پدران و رحم مادران بودند شنيدند همچون فرياد ابراهيم عليه السّلام براى حج ، و بقولى چون نمازهاى پنجگانه در شب معراج واجب شد ، وقتى فرود آمد ، نماز را بمردم تعليم فرمود ، و از جمله كارهاى نماز درود بر محمّد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم و خاندان او در تشهّد است ، و بدين وسيله بمردم زمين فهماند كه آن خاندان برترين موجوداتند ، زيرا اگر ديگرى از آنها برتر بود ، بر او درود مى - فرستادند ، ولى توجيه اول روشنتر است .
( ثمّ لقى اللَّه )
يعنى دم مرگ يا در قيامت ، و گشودن سينه ، كنايه است از ظاهر ساختن آنچه تا به حال بر مردم پنهان بوده ، در روز رستاخيز ، يا كنايه است از آگاهى خدا بر آن ، و معناى اول روشنتر است .
15 - مدرك بن عبد الرحمن ، از حضرت صادق عليه السّلام روايت كند ، كه حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود ، اسلام برهنه است ، و پوشش آن حياء ، و زيورش وفاء ، و مروّتش عمل صالح ، و ستونش پارسائى است ، هر چيزى را اساسى است ، و اساس اسلام ، دوستى ما خاندانست « 1 » .
هامش
( 1 ) كافى ج 2 ص 46 ، و در همان صفحه نيز از راوى ديگر ، و محاسن ص 286 ، و در باب 24 حديث شماره 34 گذشت . و امالى صدوق ص 161 .