غزر العين بر وزن كرم يعنى آب چشمه زياد شد ، و شبّت النار به صيغه معلوم و مجهول يعنى آتش برافروخت هم لازم است و هم متعدى ، و اسم فاعل آن ، استعمال ندارد ، بلكه بجاى آن از اسم مفعول استفاده مىشود ، و نيران جمع نار ، و منار جمع مناره و آن پرچمى است كه بدان راه يابند ، و بقولى منار و مناره مركز نور است ، و سفر الرجل بر وزن نصر يعنى براى كوچ از خانه درآمد ، و فجّ ، راه گشاده هموار بين دو كوه است ، و منهل آبگاه و محلى است كه جاى نوشيدن آب در آنست ، و روى بر وزن رضى ، ضدّ تشنگى است ، و ورّاد آنهايند كه به آب وارد ميشوند عكس آنها كه بيرون مىآيند ، و ذروه الشيء بضمّ و كسر ذال بالاى آن چيز ، و همچنين است سنام بر وزن سحاب ، از كوهان شتر گرفته شده ، و وثيق محكم ثابت ، و ركن الشيء بضمّ راء كنار آن چيز و بنيانيست كه بر آن پايهگذارى شده ، و مصدر به نيت الدار است ، و برهان ، دليل است و عزّت ، نيرو و پيروزى است ، عكس ذلّت ، و سلطان احتمال دارد بمعنى دليل باشد يا حكومت ، و اشرف الموضع ، يعنى بالا رفت ، و اعوزه الشيء يعنى نيازمند او شد ، و بر آن قدرت نيافت ، و اعوز فلان يعنى فلانى نادر شد ، و اعوزه الدّهر ، يعنى روزگار نياز دارش كرد .
و ثار الغبار ، پراكنده شد و بالا رفت ، و ثار به الناس ، يعنى مردم بر او جستند ، و ثار فلان الى الشرّ يعنى بسوى بدى نهضت كرد ، و مثار اسم مكان و مصدر است ، و بقولى يعنى مردم از پراكنده ساختن و ايجاد زحمت و درد سر براى او عاجزند چون نيرومند و محكم است ، و برخى گويند يعنى مردم از زير و رو كردن گنجهاى آن عاجزند و به نهايت آن نرسند و بعضى بجاى معوز المثار
( معوز المثال )
با لام روايت كردهاند يعنى مردم از آوردن مانندش عاجزند .
( فشرّفوه )
يعنى او را بزرگ شمرده و به بزرگيش معتقد شدند و همچنين است معناى عظّموه ، و اداء حق آن ، پيروى كامل از آنست ، و گزاردن آن بجاى
بحار الأنوار (ج65) (شيعه در پيشگاه قرآن و اهل بيت ع) (فارسى) — صفحة 470
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٤٧٠