بر خدا ، و واگذارى امور ، به خدا ، و خشنودى بقضاء پروردگار ، و تسليم امر خدا بودن « 1 » .
بيان :
( له اركان اربعه )
زيرا ايمان ، جاىگير و پايدار نشود ، مگر به آن چهار چيز
( التوكّل على اللَّه )
يعنى اعتماد به خدا در تمام امور و مهمات ، و صرف نظر از وسائل ظاهرى ، اگر چه در ظاهر بايد از آن وسائل استفاده كرد ، ولى كسى كه يقينش كامل باشد و خدا را بر همه چيز قادر و سببساز بداند ، بر اسباب ظاهرى اعتماد نكند بلكه بر سبب آنها يعنى خدا تكيه دارد ،
( و تفويض الامر الى اللَّه )
يعنى در پيشگيرى از دشمنهاى ظاهرى و باطنى ، چنانچه مؤمن آل فرعون امور خويش را به خدا واگذاشت ، و خداوند او را از شرّ گناهان و نيرنگهاى فرعونيان محفوظ داشت ، و شكى نيست كه توكل به خدا ، و تفويض امر به خدا ، نتيجه ايمان قوى و نيز موجب يقين زيادند
( و الرضا بقضاء اللَّه )
در سختى و راحتى ، و گرفتارى و سلامتى ، و اين خوى نيز نتيجه ايمان به خدا مىباشد چه او مالك سود و زيان بندگانست ، و در مورد بندگانش جز آنچه بيشتر بصلاح آنان است انجام ندهد ، و همچنين موجب يقين كامل است ،
( و التسليم لأمر اللَّه )
يعنى سر بفرمان او بودن در هر چه فرمان داده و نهى نموده و همچنين اطاعت از پيامبر او و جانشينانش در گفتار و رفتارى كه از آنها سر زند چنانچه خداوند ميفرمايد ( نه چنين است ، قسم بخداى تو كه اينان بحقيقت اهل ايمان نميشوند ، مگر آنكه در خصومت و نزاعشان تنها تو را حاكم كنند و آنگاه بهر حكمى ( كه بسود و زيان آنها ) كنى هيچ گونه اعتراضى در دل نداشته و كاملا از دل و جان تسليم فرمان تو باشند « 2 » و دخالت اين خوى در ايمان و تكميل آن ، روشنتر از آنست كه نيازمند بيان باشد ، و اللَّه المستعان .
هامش
( 1 ) كافى ج 2 ص 56 .
( 2 ) سورهء نساء آيه 65 .