ذكر شده يعنى على و معاويه يكسان نبودند ، و حسن و معاويه برابر نيستند ، و حسين و يزيد نيز برابر نباشند .
نتيجه اينكه مطلب روشنتر از آنست كه كسى اشتباه كند ، زيرا هيچ خردمندى ترديد ندارد در اينكه اگر ناگزير بايد امامى باشد و آن امام مردد بين على عليه السّلام و معاويه باشد ، حتما على عليه السّلام شايستهتر است ، و كان در تمام موارد ، ناقصه است زيرا ( عليّا و ابا جعفر ) را به نصب خوانده ، و كسى كه ميگويد ابا جعفر به فعل مقدر منصوبست ، از اين جهت غافل بوده ، ولى در
( كانت الشيعه )
و
( ان يكون ابو جعفر )
و
( حتى كان ابو جعفر )
تامّه است ، و مقصود از ( بودن امام باقر عليه السّلام ) در اين دو مورد ، روشن شدن امر امامت آن حضرت و رجوع مردم به آن بزرگوار است و بقولى در اين موارد نيز ناقصه است و ظرف خبر آنست ، و مقصود از ( الناس ) در هر دو مورد دانشمندان و راويان مخالفند ،
( و هكذا يكون الامر )
يعنى امر امامت هميشه چنين خواهد بود يعنى دائما مردّد است بين فرد داناى معصوم از خاندان پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم كه فضل و تقوى و عصمت او روشن باشد ، و نيز نادان فاسقى از خلفاى جور كه نادانى و فسقش آشكار است ،
( و الارض لا تكون الّا به امام )
معصوم داناى به همه نيازمنديهاى امّت ، و هر كس او را نشناسد همچون مرگ جاهليت مرده است ، و ( احوج ) مبتدائيست كه اضافه شده به ( ما ) و ما مصدريه است و ( تكون ) تامّه است و نسبت حاجه بمصدر مجاز است و مقصود نسبت حاجت است بفاعل مصدر باعتبار بعضى از حالات آن ، و ( الى ) متعلق است به احوج و ( ما ) موصوله است و عبارتست از تصديق بولايت ، و اذا ظرف است و خبر احوج است ، ( و اهوى ) سخن راوى است كه در بين فرمايش امام عليه السّلام قرار گرفته .
12 - على از . . . از سكونى از حضرت صادق عليه السّلام از پدرش عليه السّلام روايت كند كه حضرت امير المؤمنين عليه السّلام فرمود ايمان چهار ركن دارد ، توكل
بحار الأنوار (ج65) (شيعه در پيشگاه قرآن و اهل بيت ع) (فارسى) — صفحة 462
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٤٦٢