آنهاست ، و رسول اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود هر كس بميرد و نشناسد امام زمانش را يعنى كسى كه در زمان خود بايد از او پيروى نمايد ، همچون مرگ جاهليت مرده است ، و ميته بكسر ميم مصدر نوعى است يعنى مثل مرگ مردم جاهليت كه بر كفر و گمراهى ميمردند ، و اين فرموده دليل است بر اينكه هر زمانى امامى هست ، كه ناگزير بايد او را شناخت و از او پيروى نمود .
( و كان رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم )
يعنى در زمان پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم كسى كه پيرويش واجب بود آن حضرت بود و بعد از آن جناب على عليه السّلام و ديگران معاويه را بجاى على عليه السّلام گفتهاند ، و آن سه نفر غاصب مقام خلافت را به جهت تقيه نام نبرد ولى با ذكر نام معاويه فهماند كه قبول خلافت آن سه مستلزم قبول حكومت فاسق و نادان و كافرى چون معاويه است ، و خلاصه چون حكومت معاويه ننگش بيشتر بود از او ياد فرمود ، با توجه باينكه بطلان خلافت معاويه مستلزم بطلان خلافت آن سه نفر است .
( ثم كان الحسن )
يعنى در زمان معاويه نيز ، سپس امام حسين عليه السّلام كه مقدارى با معاويه هم زمان بود ، و مقدارى با يزيد ، لعنت خداى بر هر دو باد و
( حسين بن على )
دوّمى را گويا راوى زياد كرده ، يا از نويسندگانست بقرينه اينكه در روايت كشّى نام آن حضرت يك بار بيشتر ذكر نشده ، و احتمال دارد جمله حاليه باشد بحذف خبر ، يعنى با اينكه حسين بن على عليه السّلام زنده است و ( حسين ) با تنوين هم خوانده مىشود و در اين صورت ( ابن على ) خبر است ، يا اينكه بار اول كه نام آن حضرت را برده براى اينكه در برابر معاويه بود ، و دوّمين بار ذكر فرمود چون در برابر يزيد بود بنا بر اين معناى اين جمله اينست ، و ديگران گفتند ، يزيد بن معاويه و حسين معارض يك ديگرند ، يا اينكه واو بمعنى مع است ، و لا سواء خبر است براى مبتداى محذوف و در بعضى از نسخهها لا سواء سه بار
بحار الأنوار (ج65) (شيعه در پيشگاه قرآن و اهل بيت ع) (فارسى) — صفحة 461
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٤٦١