مواريث اعمّ از ارثهاى تعيين شده شرعى و غير آنست و بقول ديگر ، فرائض قصاص واجب است به ميزان جنايت ، و
( زاده الوضوء )
دلالت دارد بر اينكه در شرايع گذشته وضوء لازم نبوده و اين منافات دارد با آنچه در تفسير آيه ( و شروع كرد بدست كشيدن بر ساقها و گردنها ) « 1 » گفتهاند كه آنها ساق و گردن خودشان را دست كشيدند و اين وضوء آنها بوده است ، مگر اينكه بگوئيم ، مقصود زيادتى در وضوء است چنانچه در بعضى از نسخهها ( و زياده الوضوء ) است كه عطف بر جهاد است .
( و فضّله ) اشاره است بروايت پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم كه فرمود بجاى تورات ، هفت ( شىء ) طولانى به من دادند ، و بجاى انجيل مثانى ، و بجاى زبور صدگانهها و برترى يافتم به مفصّل ، و در روايت واثله بن اصقع ، فرمود بجاى انجيل صدگانهها ، و بجاى زبور مثانى ، و نيز فاتحه الكتاب ( سوره حمد ) و آيات آخر سوره بقره را از زير عرش به من دادند كه پيش از من به پيامبرى داده نشده و زياده خدايم نيز مفصّل را عطا كرد .
مرحوم طبرسى ميفرمايد : هفت طولانى ، سورههاى بقره و آل عمران ، و نساء ، و مائده ، و انعام ، و اعراف ، و انفال ، و توبهاند ( انفال و توبه را ، يكى شمرده ) زيرا اين دو را دو قرين و همراه خوانند به همين جهت بينشان بسم اللَّه فاصله نيفكنده ( چون سوره توبه بسم اللَّه ندارد ) و بقولى هفتمى سوره يونس است ، و طول جمع طولى مؤنث اطول است ، و اين سورهها را طول ناميدند ، زيرا درازترين سورههاى قرآنند ، و امّا مثانى ، سورههاى بعد از آن هفت سوره طولانى است ، از سوره يونس تا نحل ، و اين چند سوره را مثانى ناميدند زيرا اينها دنبال سورههاى درازند ، و گويا سورههاى طول آغازند و اينها دوم ، و مثانى جمع مثنى است مثل معنى و معانى ، و فرّاء گويد مفرد آن مثناه است و بقولى
هامش
( 1 ) سورهء ص آيه 33 .