طبع است و با اينوصف كسى نگفته حرام است ، بنا بر اين تفسير آيه بمعنائى كه نياز به تخصيص نداشته باشد ، و موافق با قواعد فقه شيعه چون حسن و قبح عقلى باشد بهتر است از تفسيرى كه نيازمند تخصيص زياد باشد تا حدى كه آنچه كه با تخصيص بيرون ميرود بيشتر است از آنچه ميماند ، بطورى كه براى افراد مطّلع پوشيده نيست .
و ممكن است گفته شود اين آيه به حسن و قبح عقلى تصريح فرموده ، ولى هيچ كدام از دانشمندان شيعه بدين منظور به آيه استدلال نجستهاند ، و بقولى اصر ، بار سنگينى است كه از شدّت سنگينى صاحبش را از رفتار باز مىدارد ، زمخشرى گويد ، اين عبارت مثل است ، براى سنگينى و سختى تكليف آنان ، از قبيل كشتن يك ديگر هنگام توبه ، و همچنين اغلال ( زنجيرها ) مثل است ، زيرا در آئين آنها احكام مشكلى بود از قبيل عموميت قصاص در تمام موارد جرم ، چه عمدى باشد يا از روى اشتباه ، و ديه براى آنها جايز نبود ، و نيز مثل بريدن اعضاء خطاكار ، و قيچى كردن محل اصابت نجس چه لباس باشد يا پوست بدن ، و سوزانيدن غنيمتهاى جنگى ، و تحريم خوردن رگهاى گوشت ، و تحريم كار در روز شنبه ، و عطا گويد ، بنى اسرائيل موقع نماز ، پلاس ميپوشيدند و دستشان را به گردنشان ميبستند ، و افرادى بودند كه استخوان بالاى سينه خود را سوراخ ميكردند و زنجيرى را در آن داخل ميكردند و سر زنجير را بستونى مىبستند و بدين وسيله ، خود را بعبادت واميداشتند ، پايان .
( ثم افترض عليه )
يعنى بر پيامبر ما صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ( فيها ) يعنى در فطرتى كه آئين اوست ، و گويا ( ثمّ ) براى تفاوت در رتبه است ، و بقولى مقصود از حلال غير حرام است و بنا بر اين شامل احكام اربعه ( واجب و مستحب و مكروه و مباح ) مىشود ، و مقصود از فرائض مواريث است ، و ذكر آن بعد از مواريث تأكيد است ، يا منظور از آن مطلق واجباتست ، و بقولى فرائض آن ارثهائيست كه اندازه شرعى دارد ، و
بحار الأنوار (ج65) (شيعه در پيشگاه قرآن و اهل بيت ع) (فارسى) — صفحة 438
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٤٣٨