تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج65) (شيعه در پيشگاه قرآن و اهل بيت ع) (فارسى) — صفحة 437

مساهمون:

ص٤٣٧
فرموده ، و مردار ، و خون و گوشت خوك و آنچه با آنها ذكر شده حرام نموده (
وَ يَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ
) يعنى آنچه آنان را سنگين نموده ، تكليفهاى سخت بنى اسرائيل را ببار گران تشبيه فرموده ، چون مثلا توبه بنى اسرائيل آن بود كه يك ديگر را بكشند ، ولى توبه اين امت همان پشيمانى دل است ، و اين آسانى باحترام پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم است ، اين تفسير از حسن نقل شده و بقول ديگر كه از ابن عباس و ضحّاك و سدىّ نقل شده ، اصر ، همان پيمانيست كه خداوند از بنى اسرائيل گرفته كه بتورات عمل كنند ، و قول زجّاج جامع بين اين دو معنى است كه گويد اصر ، هر پيمان سنگينى است ، « 1 » (
وَ الْأَغْلالَ الَّتِي كانَتْ عَلَيْهِمْ
) معنايش اينست كه پيمانهائى كه چون زنجير به گردن داشتند ، از آنها برداشت ، و بقولى ، مقصود از زنجيرها ، آزمايش آنهاست در كشتن يك ديگر براى توبه ، و بريدن و قيچى كردن ، هر جايى از بدنشان كه ادرار به آن رسد ، و آنچه نظير اينهاست ، از قبيل تحريم كار در روز شنبه ، و تحريم خوردن رگ و پيه ( حيوانات ) و بريدن اعضاء خطاكار ، و واجب بودن قصاص بدون پذيرفته شدن ديه ، و اين معنى قول بيشتر مفسّرين است ، پايان « 2 » . سخن ما : بسيارى از علماء شيعه به اين آيه استدلال جسته‌اند ، بر تحريم خيلى از چيزهائى كه ، طبع انسان نميپذيرد ، و البتّه مشكل است ، زيرا ظاهر آيه مدح پيامبر و آئين اوست ، كه آنچه را در واقع پاكيزه است ، گر چه پاكى و خوبى آن را نفهميم ، حلال نموده ، و آنچه را در واقع پليد است ، گر چه پليدى آن را ندانيم ، مثل غذاى لذيذى كه از مال يتيم و دزدى باشد ، كه طبع بشر آن را گوارا ميداند ولى در حقيقت پليد است ، حرام فرموده ، ( و اين دليل نميشود كه هر چه را طبع ما نپسنديد حرام باشد ) زيرا بيشتر داروهائى كه مورد نياز است ، زشت و مورد تنفّر
هامش
( 1 ) نوعى رها كردن شتر يا غلام بود ، مثلا مردى ميگفت هر گاه از مسافرت آمدم شترم رهاست ، يا غلام آزاد است . ( 2 ) مجمع البيان ج 4 ص 487 .