و هر كس به من ايمان نياورد ، نابود است ، پايان « 1 » .
و در نهايه گويد ، فيه لا سياحه في الاسلام ، ساح في الارض ، يسيح يعنى رفت در زمين ، و اصل آن از سيح بمعنى آب روان گسترده روى زمين است مقصود حضرت از سياحت جدائى از شهرها و بياباننشينى ، و حاضر نشدن در نماز جمعه و جماعت ، و بقولى مقصود ، آنهايند كه در گوشه و كنار زمين براى شر و فساد و سخنچينى ميگردند ، و
حديث سياحه هذه الامّه الصّيام
( جهانگردى اين امّت ، روزه است ) از قبيل معناى اوّل است ، و بروزهدار سائح ميگويند ، زيرا آن كس كه براى عبادت در زمين ميگردد ، توشه و آب با خود برندارد ، هر كجا يافت مىخورد ، و روزهدار ، روز را ميگذراند نميخورد و نمىآشامد ، و از اين جهت چون سائح است ، پايان .
( احلّ فيها الطّيبات ) اشاره است به اين آيه شريفه ( آنان كه پيروى كنند از رسول ( ختمى ) و پيغمبر امّى كه در تورات و انجيلى كه در دست آنهاست ( نام و نشانى و اوصافش را ) نگاشته مىيابند ( كه آن رسول ) آنها را امر به نيكوئى و نهى از زشتى خواهد كرد و بر آنان هر طعام پاكيزه و مطبوع حلال ، و هر پليد منفور را حرام ميگرداند ، و احكام پر رنج و مشقّتى را كه چون زنجير به گردن خود نهادهاند برميدارد ) « 2 » مرحوم طبرسى ميفرمايد (
وَ يُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّباتِ وَ يُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبائِثَ
) معنايش اينست كه ، لذائذ خوب را بر آنها مباح ساخته ، و پليديها و آنچه را كه نفس انسان كراهت دارد ، حرام نمود ، و بقولى كسب پاكيزه را حلال ساخته و كسب پليد را حرام ، و بقولى ، آنچه از رهبانان و علماء بر آنان روا نميدانستند ، و آنچه را كه مردم جاهليت نيز حرام كرده بودند از قبيل بحيره و سائبه « 3 » ، حلال
هامش
( 1 ) مجمع البيان ج 9 ص 243 .
( 2 ) سورهء نساء آيه 157 .
( 3 ) بحيره ، اگر شترى پنج بار ميزائيد و بچه پنجم او نر بود گوشش را مىشكافتند و مرد و زن از گوشتش ميخوردند ، ولى اگر ماده بود گوشش را مىشكافتند ولى گوشت او بر زنها حرام بود مگر بميرد .