تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج65) (شيعه در پيشگاه قرآن و اهل بيت ع) (فارسى) — صفحة 435

مساهمون:

ص٤٣٥
دو گونه تفسير مىشود ، يكى اينكه ، آنها در آنچه بر خود لازم كرده بودند كوتاهى نمودند ، و دوّمى كه بهتر از تفسير اوّل است اينست كه آنها در هنگام بعثت پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم به او ايمان نياورده ، و فرمان خدا را انجام ندادند ، پس حق رهبانيت را رعايت نكردند ، و دليل اين مطلب جمله بعد است كه ميفرمايد ( برخى از آنها كه ايمان آوردند ، مزدشان را داديم ) يعنى آنها كه به پيامبر ايمان آوردند ، ( بسيارى از آنها ، فاسقند ) يعنى كافرند ، پايان سخن زجّاج . مؤيّد اين مطلب روايتى است كه ابن مسعود گويد رديف پيامبر خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم بر الاغى سوار بودم ، فرمود اى پسر مادر غلام ، ميدانى بنى اسرائيل رهبانيّت را از كجا آوردند ؟ عرضكردم خدا و رسولش بهتر دانند ، فرمود بعد از حضرت عيسى ستمگران بر آنها پيروز شدند ، و آنان نافرمانى خدا ميكردند ، اهل ايمان بخشم شدند و با آنها جنگيدند ، و سه بار از آنان شكست خوردند ، تا اندكى بيش از آنها نماند ، با خود گفتند ، اگر بمبارزه اينها بيرون شويم ما را نابود ميكنند و كسى زنده نميماند تا مردم را بدين دعوت كند ، پس بيائيد بگوشه و كنار زمين متفرق شويم ، تا آن پيامبرى را كه عيسى بما نويد داده يعنى محمّد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم بر انگيخته شود ، و در نتيجه در غارهاى كوهها متفرق شدند ، و رهبانيّت را اختراع كردند ، برخى از آنها بدين خود چسبيدند ، و پاره‌اى كافر شدند ، سپس اين آيه را تلاوت فرمود ( و ترك دنيا كه از پيش خود بدعت گذاشتند ، ما بر آنها واجب نساختيم ) تا آخر آيه ، سپس فرمود ، اى پسر مادر غلام ، آيا ميدانى رهبانيّت امّت من چيست ؟ عرضكردم خدا و رسولش بهتر دانند ، فرمود هجرت ، و جهاد ، و نماز و روزه و حج و عمره . و در حديث ديگر ابن مسعود گويد حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود ، هر كس به من ايمان آورد ، و مرا باور كند و از من پيروى كند ، حق رهبانيّت را رعايت كرده ،