تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج65) (شيعه در پيشگاه قرآن و اهل بيت ع) (فارسى) — صفحة 433

مساهمون:

ص٤٣٣
است چون نبودن اين دو ، از اختصاصات پيامبر ماست ، و در شرايع ديگر نيست ، مگر اينكه بگوئيم مقصود از نبودن اين دو ، واجب نبودن آنهاست ، و واجب نبودن آن دو ، در شرايع ديگر نيز هست ، يا بگوئيم كه اين دو در شريعت عيسى عليه السّلام نيز نبوده گر چه باز اشكال اين تأويل آنست كه اگر اين دو در شريعت حضرت عيسى نبوده پس چرا او جهاد نكرد ، جوابش اينست كه ممكن است جهاد بر آن حضرت واجب بوده ولى شرائط جهاد در زمان او صورت نيافته ، و شايد جمله ( زاده و فضّله ) با اين تأويل مناسبتر باشد ، و گويا مقصود از توحيد ، شريك نداشتن خدا در آفرينش ، و مقصود از اخلاص ، شريك نداشتن ، در پرستش است ، و كندن همگنان ، تأكيد توحيد و اخلاص است ، يا مقصود از آن پيروى نكردن از ستمگران و پيشوايان گمراهى ، يا نفى شرك پنهانست ، يا مقصود از اخلاص نفى شرك پنهان ، و مقصود از خلع انداد ( كندن همگنان ) شريك نداشتن در شايستگى پرستش است ، و انداد جمع ند بمعنى مثل و مانند چيزيست كه ضدّ و مخالف آن چيز باشد . و فطرت ، آئين اسلام است كه خدا مردم را بر آن آفريده چنانچه گذشت ، و حنيفيّه ، روكننده از باطل بسوى حق ، يا همراهى با آئين حضرت ابراهيم است ، در نهايه گويد ، حنيف در نزد عرب ، كسيست كه بدين ابراهيم باشد ، و ريشه آن حنف بمعنى ميل است ، و به همين معنى است حديث پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم بعثت بالحنيفيّه السمحه السهله ، ( برانگيخته شدم ، بدين حنيف ، بىآلايش ، آسان ) و در قاموس گويد : سمحه آئينى است كه سختى ندارد . و در نهايه در ترجمه لا رهبانيّه في الاسلام گويد ، رهبانيّه از رهبنه النّصارى ، و اصلش از رهبه به معناى خوفست ، چون ميترسيدند از مشاغل دنيا ، و رها كردن لذّتها و زهد در دنيا ، و عزلت از اهل دنيا ، و تحمّل زحمتهاى آن ، تا آنجا كه بعضى از آنها خود را اخته ميكردند و از مردى مىانداختند و زنجير به گردن