ابان ، نيز همين روايت را نقل كرده ولى در روايت ابان ، و الفطره الحنيفيّه ، و حرم فيها الخبائث است تا آنجا كه ميفرمايد ، سپس بر او واجب ساخت نماز را « 1 » .
تبيين : ( شرايع نوح ) احتمال دارد مقصود از شرايع اصول دين باشد و در آن صورت ، جملات يكتاپرستى ، و اخلاص و بركندن همگنان ، توضيح شرايع است ،
( و الفطره الحنفيه )
عطف بشرايع است ، و با اينكه شريعت پيامبر اسلام در بسيارى از عبادات با شرايع پيش شريكند ، امّا از ميان همه به همين سه مطلب اشاره فرموده ، زيرا در ساير عبادات در چگونگى عمل با هم اختلاف دارند ولى در اين سه هيچ گونه اختلافى نيست ، و شايد مقصود حضرت اين نيست كه آنچه شرايع در آن شركت دارند همين سه تاست ، زيرا ساير اصول دين مثل عدل و معاد را ياد نفرموده ، گر چه ممكن است آنها را با زحمت در يكى از اين سه مطلب داخل نمود مخصوصا در ضمن اخلاص « 2 » .
و ممكن است ، مقصود از آن ، اصول دين باشد ، چون ريشههاى ، فروع احكام نيز مشتركست ، و لو در پارهاى از خصوصيات و چگونگىها اختلاف داشته باشند و بنا بر اين تمام اين جملات تا آنجا كه فرمود ( و زاد ) همه توضيح شرايع است ، ولى باز اشكالش ، كلمه رهبانيت ( گوشهگيرى ) و سياحت ( جهانگردى )
هامش
( 1 ) كافى ج 2 ص 17 .
( 2 ) آنچه من از اين روايت استفاده ميكنم اينست كه پنج پيامبر اولو العزم هر كدام صاحب شريعت بودند ولى هر كدام آنها بر حسب مقتضيات زمان و محيط ، جهت امتيازى داشتند كه در آن جهت داراى عزم و اراده بودند ، و نيز هر كدام معجزهاى مخصوص داشتند كه براى مردم زمان خويش ظاهر ميساختند ، حضرت نوح ، در فضاى شرك و ميان مشركين قيام كرد ، در يكتاپرستى ممتاز شد و بيشتر كوشش او در اين جهت بود ، و حضرت ابراهيم ( ع ) به اخلاص در بندگى امتياز يافت و امتياز حضرت موسى ، كندن همگنان خدا همچون فرعون بود ، و عيسى به فطرت ، و پاك ساختن وجدان ممتاز شد ، و امتياز حضرت محمد ( ص ) بدين پاك آسان ، نه گوشهگيرى و نه جهانگردى ، يعنى حلال دانستن هر پاكيزه ، و حرام نمودن پليدها تا آخر آنچه در روايت فرموده ، مىباشد .