تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج65) (شيعه در پيشگاه قرآن و اهل بيت ع) (فارسى) — صفحة 418

مساهمون:

ص٤١٨
و آن اينكه كسى مسائل اصولى دينى را باور كند و عبادات را هم خالصا انجام دهد ، و در يك مورد اسلام هست بدون ايمان ، و آن اينكه كسى شهادتين را بگويد و در دل باور نداشته باشد ، و در يك مورد ايمان هست بدون اسلام و آن اينكه كسى در دل معارف دينى را باور كند ولى عبادات را انجام ندهد بدون اينكه ترك عبادت را حلال شمرد چنين كسى ايمان دارد و اسلام ندارد ، چون اگر نماز نخواند و زكوه ندهد و . . . دين ندارد و دين هم نزد خدا اسلام است ، پس اسلام ندارد ، و اين مطلب ، خيلى از واقع دور است و زشت ، و هيچ كس نگفته كه مكلّف گاهى مؤمن است و مسلمان نيست . آنچه گفتيم در صورتيست كه نسبت بين مطلق اسلام و ايمان را بسنجيم ، و بحقيقى و ظاهرى آن كارى نداشته باشيم ، ولى نسبت بين اسلام و ايمان حقيقى يعنى آنچه نزد خدا اسلام و ايمانست ، نزد كسى كه آن دو را انجام عبادات ميداند نسبت بين آن دو يكى است و نزد كسى كه تنها بباور قلبى اكتفا مىكند ايمان در هر حال اعمّ است از اسلام ، و اين نيز بعيد است ، زيرا هيچ كس چنين چيزى نگفته ، و چاره‌اى هم از آن ندارد ، زيرا گويد تارك طاعات كه آن را حلال نشمارد نيز مسلمان است ، و دين را در آيه شريفه ( و اينست دين درست ) تفسير مىكند بدين كامل ، و دين در آيه ( همانا دين نزد خدا ، اسلام است ) بدين اصلى كه اصل ايمان حاصل نشود مگر به آن ، بنا بر اين حقيقت اسلام و ايمان نيز در نزد او يكى است و مؤيّد اين مطلب آنست كه يكى از آنها گفته است استدلال به آيه اخلاص ( در سوره بيّنه ) وقتى درست است كه از نظر ادبى يك لفظ مذكّرى در تقدير بگيريم زيرا در جمله
وَ ذلِكَ دِينُ الْقَيِّمَةِ
- اينست دين درست ) اشاره به چند شىء متعدد است كه عبارتست از عبادت با اخلاص در دين و بپاداشتن نماز ، و پرداختن زكوه بلكه همه اوامر خدا منتهى از ميان آنها عبادات بزرگ را نام برده ، و همه آنها اجمالا در كلمه
( لِيَعْبُدُوا )
هست بنا بر اين چون مشار اليه ، متعدد است ، سزاوار بود بوسيله كلمه
بحار الأنوار (ج65) (شيعه در پيشگاه قرآن و اهل بيت ع) (فارسى) — صفحة 418 | العلامة المجلسي / على تهرانى