تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج65) (شيعه در پيشگاه قرآن و اهل بيت ع) (فارسى) — صفحة 417

مساهمون:

ص٤١٧
و اما اينكه دين همان اسلام است بدليل آيه
إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلامُ
و اما اينكه اسلام همان ايمان است بدليل آيه
وَ مَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلامِ دِيناً
و چگونگى استدلال به اين آيه در نحوه اوّل استدلال گذشت و همه آن ايرادها كه آنجا گفتيم در اين صورت هم وارد است ، و زائد بر آن اشكالات ، اشكال ديگرى نيز در اين صورت هست و آن اينست كه نتيجه اين استدلال اينست كه عبادات همان ايمانست ، و ادعاى اينها اين بود كه اسلام ايمانست ، يا اينكه ايمان اسلام است ، بنا بر اين دليل مطابق ادّعا نيست . اگر بگوئيم از آيه سوّم بدست مىآيد كه اسلام همان ايمانست ، بنا بر اين دليل با ادّعا مطابق شد ، ميگوئيم پس استدلال به دو آيه ديگر لازم نيست ، زيرا همين قدر بس است كه بگوئيم اسلام همان ايمانست بدليل آيه
وَ مَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلامِ
. سخن ما : از آنچه گفتيم دانسته شد كه استدلال به آيه
إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلامُ
بهر دو گونه‌اش در نزد كسى كه عبادات را ايمان يا جزئى از ايمان ميداند درست است ، اگر آنها به اين آيه استدلال كنند ، آن ايرادها كه گفتيم وارد است ، و اگر غير آنها باشند استدلال از اصل درست نيست . سپس ميگوئيم بر فرض دلالت اين آيات بر يكى بودن اسلام و ايمان ، عقيده به اعمّ بودن اسلام در حكم بر مذهب كسى كه طاعات را ايمان ظاهرى داند ، اين است كه ، آيات دلالت دارند بر اتحاد اسلام و ايمان حقيقتا نزد خدا ، و بنا بر اين كسى كه طاعات يا بعضى از آنها را انجام ندهد دين ندارد ، پس مسلمان نيست ، پس ايمان ندارد نه نزد خدا و نه در ظاهر تا وقتى عبادت ظاهريش شناخته نشود امّا كسى كه در تحقق حقيقت ايمان ، تنها باور را بس ميداند ، و انجام اطاعات را مكمّل آن ميشمارد چنين كسى بر حسب اين آيات بايد معتقد شود كه بين اسلام و ايمان عموم و خصوص من وجه است ، يعنى در يك مورد هم ايمانست و هم اسلام ،
بحار الأنوار (ج65) (شيعه در پيشگاه قرآن و اهل بيت ع) (فارسى) — صفحة 417 | العلامة المجلسي / على تهرانى