مسأله 2 - اگر فرض شود كه آن حيوان ، به جهت ذبح ، از قيمت خارج شود ( از ارزش بيفتد ) پس همانند آنچه كه بدون تذكيه تلف شود مضمون است .
مسأله 3 - اگر بعضى از اعضاى حيوان را قطع نمايد يا چيزى از استخوان آن را بشكند در صورتى كه حياتش مستقر باشد ، براى مالك ارش ثابت مىباشد . و در صورت عدم استقرار حيات ، ضمان اتلاف ثابت مىباشد ، ليكن در جايى كه چشم چهارپايى را دربياورد احتياط ( واجب ) اكثر الامرين از ارش و يك چهارم ثمن آن - در روزى كه چشمش درآورده شده است - مىباشد ، همان طورى كه احتياط ( واجب ) در القاى جنين چهارپا ، اكثر الامرين از ارش و يك دهم ثمن چهارپا - در روزى كه سقط شده است - مىباشد .
دوم : آنچه كه گوشتش خورده نمىشود ليكن تذكيه بر او واقع مىشود
مانند درندهها ، پس اگر با تذكيه آن را تلف نمايد ضامن ارش است . و همچنين است اگر اعضاى آن را قطع كند و استخوانش را بشكند با استقرار حياتش . و اگر با غير تذكيه آن را تلف كند ضامن قيمت آن به طور زنده - روزى كه آن را تلف نموده است - مىباشد . و احتياط ( مستحب ) اكثر الامرين است از قيمت روز اتلاف آن و روز اداى قيمت . و از قيمت ، آنچه كه از ميته مورد انتفاع است استثنا مىشود ، مانند عاج فيل .
مسأله 4 - اگر آنچه كه تلف شده چيزى باشد كه خوردنش حلال باشد ، ليكن خوردن آن متعارف نباشد ، مانند اسبها و قاطرها و الاغهاى اهلى ، حكم آن مانند غير مأكول است . ليكن احتياط ( واجب ) در درآوردن چشم آنها همان است كه در مسأله سوم ذكر كرديم .
مسأله 5 - در آنچه كه خوردن آن متعارف نباشد ، اگر به تذكيه آن را تلف نمايد ، گوشتش از چيزهايى كه به آن انتفاع برده مىشود ، به حساب نمىآيد ؛ پس از غرامت استثنا نمىشود .
البته اگر فرض شود كه داراى قيمت است مانند سال قحطى ، از آن استثنا مىشود .
سوم : آنچه كه تذكيه بر آن واقع نمىشود ؛
كه در سگ شكارى چهل درهم است و ظاهر آن است كه بين سلوقى و غير آن فرقى نيست و بين اينكه تعليم داده شده باشد يا نه ، فرقى نيست . و در سگ گله بيست درهم مىباشد ؛ و در روايتى يك قوچ آمده است . ولى احتياط