دوم : اگر گلّه بر زراعت شبانه جنايت كند ،
صاحب گله ضامن است و اگر روز باشد ضامن نيست . اين در وقتى است كه گله به طبيعت خود جنايت كند و اما اگر صاحب گلّه آن را در روز به زراعت بيندازد ضامن مىباشد ، همان طورى كه ضمان در شب ، در غير موردى ثابت است كه امر بر خلاف عادت جارى باشد ، مثل اينكه ديوار استراحتگاه گله با زلزله خراب شود و گله خارج شود ، يا دزد آن را خارج نمايد پس جنايت كند . بنا بر اين ، ظاهر در امثال و نظاير آن اين است كه ضمانى بر صاحب گله نمىباشد .
سوم : ديهء سگها - به مقدارى كه دانستى - ديهء مقدر شرعى است ،
نه آنكه آنها قيمتهاى سگها در زمان تقدير باشد . پس در اين صورت از ديه تجاوز نمىشود و لو اينكه قيمت آنها بيشتر يا كمتر باشد .
مسأله 3 - اگر غاصبى سگها را غصب كند پس اگر بعد از غصب ، آنها را تلف نمايد چيزى بر او نيست مگر ديهء مقدر . و احتمال اينكه أكثر الأمرين - از ديه و از قيمت بازار آنها - بر او باشد ، وجيه نيست . و اما اگر زيردست و در ضمان او تلف شوند ظاهر آن است كه ضمان قيمت بازار بر او مىباشد ، نه ديهء مقدر ؛ با اشكالى كه دارد همانطور كه اگر بر آنها نقص و عيبى وارد شود ارش بر غاصب ثابت مىباشد .
مسأله 4 - اگر بر سگى كه داراى ديهء مقدر است جنايت وارد كند ، ظاهراً ضمان دارد ؛ ليكن نسبت ناقص به كامل به حسب قيمت بازار ، ملاحظه مىشود ، پس به اين نسبت از ديه كم مىشود . بنا بر اين ، اگر فرض شود كه قيمت آن به طور سالم صد دينار و به طور معيوب ده دينار مىباشد يك دهم آنچه كه مقدر است كم مىشود ( و باقى را جانى ضامن است ) .
چهارم ( از ملحقات ) : در كفّارهء قتل است
مسأله 1 - در قتل مؤمن از روى عمد و ظلم كفّارهء جمع واجب است ؛ و اين كفّاره عتق رقبه با روزهء دو ماه پىدرپى و اطعام شصت فقير است .
مسأله 2 - در قتل خطاى محض و قتل خطاى شبه عمد كفّارهء مرتّبه ( داراى ترتيب ) واجب است ، و آن عتق مىباشد ، پس اگر عاجز باشد ، روزهء دو ماه پىدرپى و اگر عاجز شود ، اطعام شصت فقير مىباشد .