تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الوسيله ( فارسى ) — صفحة 639

مساهمون:

ص٦٣٩
دوم : در كيفيت تقسيط ( ديه بر عاقله ) است . و در آن چند قول است : از جملهء آن‌ها : بر غنى ، ده قيراط يعنى نصف دينار و بر فقير پنج قيراط مىباشد . و از جمله اقوال اينكه : امام عليه السلام يا نايب او حسب احوال عاقله ، طبق آنچه كه صلاح مىبيند بر آن‌ها تقسيم مىكند ، كه بر هيچ يك از آن‌ها اجحاف نشود . و از جمله آن‌ها اينكه : فقير و غنى در اين مساوى مىباشند ؛ پس ديه بر هر دو مىباشد . و اين قول آخرى اشبه به قواعد است ، بنابراين كه فقير تحمل نمايد . مسأله 1 - آيا در توزيع ، طبق ترتيب ارث ، ترتيبى مىباشد پس از الأقرب فالأقرب بر اساس طبقات ارث ، گرفته مىشود ؛ بنا بر اين از پدرها و اولاد ، سپس از اجداد و برادرهاى پدرى و اولاد آن‌ها اگر چه پايين بيايند ، سپس عموها و اولادشان اگر چه پايين بيايند گرفته مىشود و همچنين نسبت به ساير طبقات ، يا بين قريب و بعيد در پرداخت آن جمع مىشود ، پس بر پدر و پسر و جد و برادرها و اولادشان توزيع مىگردد و به همين منوال از موجودين در حال جنايت ؟ دو وجه است بعيد نيست كه اولى اوجه باشد . مسأله 2 - آيا توزيع در طبقات ، تابع كيفيت ارث است ، پس اگر وارث در طبقهء اولى مثلًا منحصر به پدر و پسر باشد از پدر سدس ديه و از پسر پنج ششم گرفته مىشود ، يا از آن‌ها به طور مساوى گرفته مىشود ؟ دو وجه است . و اگر يكى از ورّاث ممنوع از ارث باشد آيا سهم عاقله از او گرفته مىشود يا نه ؟ دو وجه دارد . مسأله 3 - اگر در طبقات ارث كسى نباشد و ولاء عتق و ضمان جريره نيز نباشد ، پس پرداخت آن بر امام عليه السلام از بيت المال مىباشد . و اگر كسى باشد ، ولى مالى نداشته باشد نيز چنين است . و اگر مال داشته باشد ولى گرفتن از او ممكن نباشد آيا اين مورد هم نيز چنين است ؟ در آن تردّد است . مسأله 4 - اگر در يكى از طبقات وارثى باشد ، اگر چه يكى باشد ديه از امام عليه السلام گرفته نمىشود ، بلكه از وارث گرفته مىشود . مسأله 5 - ابتداى زمان تعيين اجل در ديه قتل خطايى از وقت مردن و در جنايت بر اعضا از وقت وقوع جنايت و در سرايت ، از وقت انتهاى سرايت مىباشد بنابر اشبه و