آن تلف شده ضامن نمىباشد ؛ اگر چه در راه يا در ملك ديگرى ساقط شود . و همچنين است اگر آن را به طور متمايل به ملكش بنا كند ، ولى اگر آن را متمايل به ملك ديگرى يا به خيابان بنا كند ، ضامن است . و همچنين است اگر آن را در غير ملكش بدون اذن مالك ، بنا نمايد . اما اگر آن را در ملك خودش به طور مستقيم بنا كند ، سپس به طرف غير ملكش متمايل شود ، چنانچه قبل از تمكن او از بر طرف كردن آن ساقط شود ، ضمانى نيست ، ولى اگر از بر طرف كردن آن متمكن باشد ، پس براى ضمان وجهى است . و اگر ديگرى آن را متمايل نمايد ، ضمان بر او مىباشد ، در صورتى كه مالك متمكن از بر طرف كردن آن نباشد و اگر متمكن باشد ، پس ضمان از ديگرى رفع نمىشود ؛ پس آيا بر او ضمان است و ورثه به او رجوع مىكنند و او به متعدّى مراجعه مىنمايد ، يا ضمانى نيست مگر بر متعدّى ؟
دومى بعيد نيست .
مسأله 9 - اگر به مقدار نياز ، آتشى در ملك خودش روشن كند در صورتى كه احتمال سرايت ندهد ، بدون اشكال اگر اتفاقاً سرايت كند و نفس يا مالى را تلف نمايد ، ضامن نمىباشد . همان طورى كه اگر از مقدار نيازش زيادتر باشد با علم او به سرايت ، اشكالى در ضمان نيست . و ظاهر آن است كه با علم او به سرايت اگر چه به مقدار نيازش باشد ، ضمان ثابت است ، بلكه ظاهر آن است كه اگر عادتاً اقتضاى سرايت داشته باشد در صورتى كه غافل از سرايت باشد - تا چه رسد به اينكه غافل نباشد - ضمان ثابت است . و اگر بيشتر از نيازش آتش روشن كند ، چنانچه عادتاً اقتضا مىكند كه سرايت در آن نباشد پس به سبب امر ديگرى بر خلاف عادت سرايت اتفاق بيفتد ، و ظنّ سرايت نداشته باشد ظاهراً ضمان ثابت نيست . و اگر سرايت به سبب فعل او باشد ، ضامن است و لو اينكه روشن كردن آتش به حدّ نياز باشد .
مسأله 10 - اگر آتش را در ملك ديگرى بدون اذن او ، يا در خيابان - نه به جهت مصلحت عابرين - روشن كند ، آنچه را كه از نفوس و اموال در آن مىافتد و تلف مىشود ضامن است ؛ اگر چه آن را قصد نكرده باشد . ولى اگر ديگرى ، مال يا شخصى را در آتش بيندازد ، روشن كنندهء آن ضامن نيست ؛ بلكه ضمان بر كسى كه انداخته مىباشد . و اگر جنايت به سبب فعل توليدى او واقع شود مانند اينكه آتش را روشن نمايد و به محلى كه
تحرير الوسيله ( فارسى ) — صفحة 603
مساهمون: السيد الخميني
ص٦٠٣