ضامن است . و اگر مريض يا ولى او به پزشكى كه در علم و عمل حاذق است ، اذن بدهد بعضى گفتهاند : ضامن نيست ، ولى اقوى ضمان او است در مالش . و همچنين است دامپزشك . تمام اينها در صورتى است كه معالجه به مباشرت خود پزشك باشد و اما اگر دارويى را توصيف كند و بگويد اين دوا براى فلان مرض مفيد است يا بگويد داروى تو اين است ، بدون آنكه دستور به آشاميدن آن بدهد ، اقوى عدم ضمان است . البته در طبابت متعارف ، ثبوت ضمان بعيد نمىباشد .
مسأله 5 - ختنهكننده در صورتى كه از حدّ تجاوز كند ، اگر چه مهارت داشته باشد ضامن است . و در ضمان او در صورتى كه از آن تجاوز نكند - مثل اينكه ختنه به بچه ضرر برساند پس بميرد - اشكال است و اشبه عدم ضمان مىباشد .
مسأله 6 - ظاهر آن است كه پزشك و دامپزشك و ختنهكننده با ابراء قبل از معالجه ، برىء مىشوند . و ظاهر آن است كه ابراء مريض در صورتى كه بالغ عاقلى باشد ، تا جايى كه به قتل منتهى نشود معتبر است . و ابراء ولىّ در جايى كه منتهى به مرگ شود و ابراء صاحب مال در دامپزشك و ابراء ولىّ در قاصر معتبر است . و كافى بودن ابراء مريضى كه كامل العقل است حتى در جايى كه به قتل منتهى شود ، بعيد نمىباشد . ولى احتياط ( مستحب ) طلب ابراء از هر دو ( مريض و ولىّ ) است .
مسأله 7 - شخص خواب اگر با غلتيدن يا ساير حركاتش ، نفس يا عضوى را تلف نمايد به طورى كه اتلاف مستند به او باشد ضمان او در مال عاقله است . و در ظئر ( دايهاى كه بچهاى را گرفته كه شير دهد ) در صورتى كه بغلتد پس بچه را بكشد روايتى است كه ديهء كامل در مال خودش بر او مىباشد اگر براى مطالبهء عزت و فخر دايه شده و اگر از جهت فقر باشد پس ضمان بر عاقلهاش است ، ولى در عمل به اين روايت ، تردّد است . و اگر شير دادن او جهت فقر و فخر با هم باشد ظاهر آن است كه ديه بر عاقله مىباشد . و مادر به ظئر ملحق نمىشود .
مسأله 8 - اگر مرد به عنف ( زور ) با زوجهاش جماع نمايد ، پس زوجه بميرد ، ديه را در مالش ضامن است . و همچنين است اگر به زور او را در آغوش بگيرد . و همچنين است اگر
تحرير الوسيله ( فارسى ) — صفحة 597
مساهمون: السيد الخميني
ص٥٩٧