مسأله 2 - در شتر ، معتبر است كه « مسنّه » باشد و آن شترى است كه پنج سالش كامل شده و داخل در سال ششم شده باشد . و اما در گاو ، سنّ و نر بودن و ماده بودن معتبر نمىباشد . و همچنين است گوسفند . پس در آنها ، آنچه كه به گاو يا گوسفند ناميده مىشود كفايت مىكند . و احوط ( استحبابى ) اعتبار فحل بودن در شتر است ، اگر چه عدم اعتبار آن خالى از قوت نيست .
مسأله 3 - « حلّه » دو لباس است و احوط ( وجوبى ) آن است كه از بردهاى يمن باشد . و دينار و درهم ، دينار و درهم مسكوك مىباشند و هزار مثقال طلاى غير مسكوك يا ده هزار مثقال نقرهء غير مسكوك كافى نمىباشد .
مسأله 4 - ظاهر آن است كه اين شش ديه به صورت تخيير است و جانى بين آنها مخيّر مىباشد و ولىّ حق خوددارى از قبول بذل او را ندارد ، نه آنكه مقصود تنويع باشد ، به اينكه بر اهل شتر ، شتر و بر اهل گوسفند ، گوسفند واجب باشد و به همين صورت ، پس صحرانشينها حق دارند هر كدام از آنها را كه بخواهند ، ادا نمايند و همچنين غير آنها ؛ اگر چه احوط ( استحبابى ) ، تنويع است .
مسأله 5 - ظاهر آن است كه ديههاى ششگانه هر يك اصلى مستقل است و بعضى از آنها بدل بعض ديگر نيست . و همچنين بعضى از آنها مشروط به نبود بعض ديگر نمىباشد و تساوى در قيمت بين آنها و رضايت طرفين اعتبار ندارد ، بلكه جانى اختيار دارد در اينكه هر يك را بخواهد بذل نمايد .
مسأله 6 - در انعام سهگانه ( شتر ، گاو و گوسفند ) در اينجا و در قتل شبه عمد و خطاى محض ، سلامت از عيب و صحّت از مرض ، معتبر مىباشد و چاقى در آنها معتبر نمىباشد . البته احوط ( وجوبى ) آن است كه به طور جدى و بر خلاف متعارف لاغر نباشند ، بلكه اين خالى از قوت نيست . و در سهتاى ديگر ، سلامت از عيب معتبر مىباشد ؛ بنابراين حلّهء معيوب ، كفايت نمىكند و همچنين دينار و درهم كه مغشوش يا شكسته باشند كافى نيستند . و در حلّه معتبر است كه از پيراهن كوتاهتر نباشد ؛ پس حلّهء ناقص كافى نيست ، به اينكه هر يك از دو قسمت آن به مقدار ستر عورت باشد ، پس اين كافى نمىباشد .
تحرير الوسيله ( فارسى ) — صفحة 591
مساهمون: السيد الخميني
ص٥٩١