تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الوسيله ( فارسى ) — صفحة 587

مساهمون:

ص٥٨٧
نمىباشد . و اگر مجنى عليه با علم به اينكه اين چپ است ، قطع نمايد در صورت جهل جانى آن را ضامن مىباشد ، بلكه قود بر او است . و اما در صورت علم جانى اگر بذل كند ، شبهه‌اى در گناه نيست ، ليكن در قود و ديه اشكال است .

هفتم : اگر انگشت مردى را مثلًا از دست راستش قطع نمايد سپس دست راست شخص ديگرى را قطع كند ،

براى اولى قصاص گرفته مىشود ؛ پس انگشت او قطع مىشود سپس دستش براى شخص دومى قطع مىگردد و دومى به ديهء يك انگشت بر جانى رجوع مىكند . و اگر دست راست شخصى را قطع كند سپس انگشت دست راست شخص ديگر را قطع نمايد ، براى اولى قصاص گرفته مىشود ، پس دست او قطع مىشود و بر او ديهء انگشت ديگرى مىباشد .

هشتم : اگر انگشت مردى را قطع كند پس قبل از بهبودى او را از قطع ، عفو نمايد

چنانچه خوب شود ، در عمد آن قصاصى نيست و در خطا و شبه عمد آن ديه نمىباشد . و اگر بگويد : « از جنايت عفو كردم » پس همچنين است . و اگر در مورد عمد بگويد : « از ديه عفو كردم » اثرى ندارد . و اگر بگويد : « از قصاص عفو كردم » قصاص ساقط مىشود و ديه ثابت نمىشود و حق مطالبهء آن را ندارد . و اگر بگويد : « از قطع يا از جنايت عفو نمودم » سپس به خصوص كف ، سرايت كند ، قصاص در انگشت ساقط مىشود و آيا حق قصاص در كف دارد در صورتى كه ديهء انگشت عفو شده را رد كند يا بايد به ديهء كف رجوع كند ؟ اشبه دومى است با اينكه احوط هم مىباشد . و اگر بگويد : « از قصاص عفو كردم » سپس به نفس سرايت كند ، ولىّ حق قصاص در نفس دارد و آيا رد ديهء انگشت عفو شده بر او مىباشد ؟ در آن اشكال بلكه منع است ، اگر چه احوط ( استحبابى ) مىباشد . و اگر بگويد : « از جنايت عفو كردم » سپس به نفس سرايت كند پس همچنين است . و اگر بگويد : « از جنايت و از سرايتش عفو كردم » در صحت آن در جنايت و سرايتى كه در حال عفو ثابت است شبهه‌اى نمىباشد و اما در سرايتى كه در حال عفو هنوز ثابت نيست در آن خلاف است و اوجه صحت آن است .

نهم : اگر وارث واحد يا ورثهء متعدد ، از قصاص عفو نمايند ، بدون عوض ،

قصاص