يا زايد بر آن به قياس با اصل ، استيفا مىنمايد ، اگر نصف است ، نصف و اگر ثلث است پس ثلث را استيفا مىكند و به همين منوال .
مسأله 39 - در دو بيضه قصاص است ؛ و همچنين در يكى از آنها در صورتى كه در محل مساوى باشند ؛ پس راست به راست و چپ به چپ قطع مىشود و اگر بترسد كه منفعت آن ديگرى از بين برود ديه گرفته مىشود و قصاص جايز نيست ، مگر اينكه در عمل جانى ، آن منفعت از بين رفته باشد . پس قصاص مىشود . بنا بر اين ، اگر منفعت ديگرى به قصاص از بين نرود با اينكه به فعل جانى از بين رفته است چنانچه از بين رفتن آن با قيام عين ، ممكن باشد قصاص جايز است و گرنه ديه بر او است . و اگر ذكر و دو بيضه را قطع كند ، از او قصاص مىشود ، خواه آنها را پىدرپى بريده باشد يا نه .
مسأله 40 - در دو « شفر » قصاص است و منظور از آنها گوشتى است كه عورت زن را مانند احاطهء دو لب بر دهان ، احاطه كردهاند ؛ و همچنين است در يكى از آنها . و باكره و ثيبه و زن كوچك و بزرگ و سالم و رتقاء و قرناء و عفلاء و ختنه شده و غير آنها و زن افضاء شده و افضاء نشده در آن مساوى مىباشند . البته سالم به فلج قصاص نمىشود . و قصاص در دو شفر فقط در جايى است كه زن بر زن جنايت كرده باشد و اگر مردى بر زن جنايت نموده باشد قصاصى بر او نيست و بر او ديه است . و در روايتى كه اعتماد بر آن نيست ، آمده كه اگر ديه را به زن ادا نكند عورت او براى زن قطع مىشود . و همچنين اگر زن ، ذكر مرد يا بيضهء او را قطع نمايد قصاصى بر زن نيست و بر او ديه است .
مسأله 41 - اگر باكره ، بكارت ديگرى را از بين ببرد ، ظاهراً قصاص ثابت است . و گفته شده : ديه دارد و اين وجيه است در صورتى كه مساوات ممكن نباشد . و همچنين در هر موردى كه مماثله و مساوات متعذر باشد ، ديه ثابت مىشود .
چند فرع
اول : اگر كسى كه دستش يك انگشت يا بيشتر كم دارد ، دست كامل سالمى را قطع نمايد مجنى عليه حق قصاص دارد ؛
پس آيا بعد از قطع ، حق گرفتن ديهء آنچه را كه