تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الوسيله ( فارسى ) — صفحة 579

مساهمون:

ص٥٧٩
سر او را مجروح كند ، پس در قسمتى از آن موضحه ايجاد نمايد ، او حقّ ديهء موضحه را دارد . و اگر قصاص بخواهد در موضحه و بقيه ، استيفا مىكند . مسأله 17 - در قصاص گرفتن در اعضا - غير از آنچه كه گذشت - هر عضوى كه به راست و چپ تقسيم مىشود مانند دو چشم ، دو گوش ، دو بيضه ، دو سوراخ بينى و مانند آن‌ها ، يكى از آن‌ها به ديگرى قصاص نمىشود ؛ پس اگر چشم راست او را دربياورد از چشم چپ او قصاص نمىشود . و همچنين است در غير آن‌ها . و هر چيزى كه در آن اعلى و اسفل است بايد در قصاص ، محل آن رعايت شود ؛ پس اسفل به اعلى قصاص نمىشود مانند دو پلك چشم و دو لب . مسأله 18 - در گوش قصاص است ، كه راست به راست و چپ به چپ قصاص مىشود . و گوش آدم كوچك با بزرگ و گوش سوراخ با سالم در صورتى كه سوراخ آن به طور متعارف باشد و گوش كوچك با بزرگ و كر با شنونده و چاق با لاغر ، مساوى مىباشد . و آيا گوش سالم به گوش شكاف‌دار و همچنين گوش سالم به گوش سوراخ‌دار ، به طورى كه غير متعارف باشد به حدى كه عيب شمرده شود ، قصاص مىشود يا تا حدّ شكافتگى و سوراخ قصاص مىشود و در بقيه ، ارش مىباشد يا با رد ديهء شكافتگى ، قصاص مىشود ؟ وجوهى است كه آخرى بعيد نمىباشد . و اگر قسمتى از آن را قطع كند ، قصاص جايز است . مسأله 19 - اگر گوش او را قطع كند پس مجنى عليه آن را بچسباند و چسبيده شود ظاهر آن است كه قصاص ، ساقط نمىشود . و اگر از جانى قصاص بگيرد پس جانى گوشش را بچسباند و چسبيده شود در روايتى آمده كه دوباره قطع مىشود تا آن‌كه رسوايى آن باقى بماند . و بعضى گفته‌اند كه حاكم دستور به جدا نمودن آن مىدهد ؛ براى آن‌كه او ميته و نجس را حمل كرده است . و در روايت ضعف است . و اگر به چسباندن آن ، داراى حيات شود مانند بقيهء اعضا ، ميته نمىباشد و نماز با آن صحيح است و حاكم و غير او حق جدا كردن آن را ندارند ، بلكه اگر شخصى آن را جدا كند در صورتى كه از عمد و علم باشد ، بر او قصاص است ، و گرنه ديه مىباشد . و اگر قسمتى از گوش را قطع كند و آن را جدا نكند ،
تحرير الوسيله ( فارسى ) — صفحة 579 | السيد الخميني