مقدار ديهء نفس اكتفا مىشود تا اينكه وضع معلوم شود پس اگر بهبودى پيدا كنند بقيه گرفته مىشود و گرنه براى او است آنچه كه گرفته است ؛ زيرا عضو داخل در نفس شده است ؟ اقوى جواز گرفتن و وجوب اعطا است ، البته اگر جراحتها سرايت كنند ، برگرداندن زياده بر نفس ، واجب است .
مسأله 11 - در صورتى كه اراده گرفتن قصاص شود بايد مو را از محل بتراشد - اگر از آسانى استيفا يا استيفاى به اندازه ، جلوگيرى مىكند - و جانى بر چوب يا مانند آن بسته مىشود به طورى كه متمكن از اضطراب نباشد ، سپس با نخ و مانند آن اندازهگيرى مىشود و دو طرف آن در محل قصاص گرفتن ، علامتگذارى مىشود سپس از يكى از دو علامت تا ديگرى شقّ مىشود . و اگر جرح جانى داراى عرض باشد ، عرض آن هم اندازهگيرى مىشود . و اگر استيفا ، به طور يكدفعهاى بر جانى مشقت داشته باشد استيفاى آن در چند دفعه جايز است . و آيا اين جايز است حتى با عدم رضايت مجنى عليه ؟ در آن تأمل است .
مسأله 12 - اگر جانى اضطراب پيدا كند ، پس قصاصگيرنده در جرحش به جهت اضطراب او ، زياد بنمايد چيزى بر او نمىباشد . و اگر بدون اضطراب يا بدون استناد به اضطراب زياد نمايد ، چنانچه از عمد باشد ، از او قصاص گرفته مىشود و گرنه ديه يا ارش بر او مىباشد . و اگر جانى ادعاى عمد نمايد و مباشر ، آن را انكار كند قول ، قول او است . و اگر مباشر ادعاى خطا نمايد و جانى آن را انكار كند ، گفتهاند : قول ، قول مباشر است ولى در آن تأمل است .
مسأله 13 - قصاص در عضو ، در گرماى شديد و سرماى شديد در صورتى كه ترس از سرايت باشد وجوباً و در غير اين مورد ، از جهت ارفاق به جانى تأخير مىافتد . و اگر در اين فرض ، مجنى عليه ، راضى نباشد در جواز تأخير نظر است .
مسأله 14 - قصاص گرفته نمىشود مگر با آهنى برنده و غير مسموم و همچنين غير كُند كه براى قصاص مثل او مناسب باشد . و تعذيب او بيشتر از آنچه كه او را عذاب داده جايز نيست ؛ پس اگر چشم او را با وسيلهاى درآورده كه در كندن و بيرون آوردن آن آسان بوده ،
تحرير الوسيله ( فارسى ) — صفحة 577
مساهمون: السيد الخميني
ص٥٧٧