تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الوسيله ( فارسى ) — صفحة 574

مساهمون:

ص٥٧٤
او را به قتل برساند ولىّ او حق قصاص در نفس دارد و آيا قصاص بعد از رد ديهء دست است يا قصاص مىگيرد بدون رد ؟ اشبه دومى است . و همچنين اگر مرد سالمى مرد دست بريده‌اى را به قتل برساند ، به آن كشته مىشود . و در روايتى آمده كه اگر در جنايتى كه او آن را مرتكب شده قطع شده يا دست او قطع شده و ديهء آن را گرفته است ، ديهء دست مقتول به قاتل رد مىشود و او را مىكشند ، ولى اگر در غير جنايت قطع شده و ديه‌اى بر آن گرفته نشده است بدون غرامت او را مىكشند و البته اين مسأله مورد اشكال و تردّد است و احوط ( وجوبى ) عمل به آن است . و همچنين است حال در مسألهء ديگرى كه روايت به آن هست و آن مسأله اين است كه اگر كف دست بدون انگشت را قطع نمايد ، كف دست او بعد از رد ديهء انگشت‌ها قطع مىشود . البته اين مسأله هم مشكل است .

قسم دوم : در قصاص كمتر از نفس

مسأله 1 - موجب قصاص در اينجا مانند موجب آن در قتل نفس است و آن جنايت عمدى است - به مباشرت باشد يا تسبيب ، طبق آنچه كه شناختى - پس اگر جنايت كند با آنچه كه غالباً عضو را تلف مىكند اين عمد است ؛ اتلاف با آن را قصد نمايد يا نه . و اگر جنايت كند با آنچه كه غالباً به وسيلهء آن تلف نمىشود ، اين عمد است در صورتى كه قصد اتلاف ، داشته باشد و لو رجاءً . مسأله 2 - در جواز قصاص نمودن در عضو همان چيزى شرط است كه در قصاص نمودن در نفس شرط بود - از تساوى در اسلام و حرّيت و انتفاى پدر بودن و عاقل و بالغ بودن جانى پس در عضو ، قصاص نمىشود براى كسى كه ، در نفس برايش قصاص نمىشد . مسأله 3 - تساوى در مرد بودن و زن بودن شرط نيست ؛ پس در عضو ، براى مرد از مرد و از زن ، بدون گرفتن زيادى و براى زن از زن و از مرد بعد از رد تفاوت در جايى كه به ثلث برسد - چنان كه گذشت - قصاص گرفته مىشود . مسأله 4 - در اين مقام علاوه بر آنچه كه گذشت ، تساوى در سلامت از شلل و مانند آن