به خونش يافته شود در حالى كه نزد او صاحب سلاحى است كه خون بر سلاحش مىباشد ، يا به اين صورت در خانهء قومى يا در محلهاى كه جدا از شهر است و غير اهل آن محلّه در آن داخل نمىشوند يا در صف جنگ در مقابل دشمن بعد از تيراندازى پيدا شود و خلاصه هر امارهء ظنّى نزد حاكم موجب لوث است ، بدون اينكه بين اسبابى كه مفيد ظن است فرقى باشد ، پس لوث با خبر دادن بچهء مميّز كه بر او اعتماد است و فاسقى كه در اخبارش مورد وثوق است و كافرى كه اين چنين است و زن و مانند آنها حاصل مىشود .
مسأله 1 - اگر در قريهاى كه در آن راه رفت و آمد است يا در محلهء جداگانهاى كه راه است پيدا شود لوثى نيست ، مگر اينكه در آنجا عداوت باشد ، پس لوث ثابت مىشود .
مسأله 2 - اگر كشتهاى بين دو قريه پيدا شود پس لوث براى نزديكترين آنها به او است . و در صورت تساوى ، پس آنها در لوث مساوى مىباشند . البته اگر در يكى از آنها عداوت باشد لوث در آن است اگر چه دور تر باشد .
مسأله 3 - اگر لوث حاصل نشود ، حكم در آن مانند غير آن از دعاوى است پس نه قسامهاى هست و نه غلظتى . و بيّنه بر مدعى و قسم بر مدعى عليه است ؛ پس ولىّ حق دارد در صورت نبود بيّنه منكر را يك قسم بدهد .
مسأله 4 - اگر شخصى در ازدحام مردم در روز جمعه يا عيد كشته شود يا در صحرا يا بازار يا روى پل پيدا شود و معلوم نباشد كه چه كسى او را كشته است ، پس ديهء او از بيت المال مسلمين است . البته اگر در موارد ذكر شده ، امارهء ظنى باشد بر اينكه مثلًا قتل به فعل شخص معينى است لوث حاصل مىشود .
مسأله 5 - اگر امارات ظنى تعارض پيدا كنند لوث باطل مىشود ، مانند اينكه صاحب سلاحى كه اسلحهاش خونآلود است و درندهاى كه از شأن او كشتن انسان است نزديك كشتهاى پيدا شود و امارهاى بر حصول قتل به هيچ يك از آنها نباشد و در هر طرف شك محض باشد ، فصل خصومت در مثل اين بايد به راههاى معهود - غير از قسامه - باشد .
تحرير الوسيله ( فارسى ) — صفحة 561
مساهمون: السيد الخميني
ص٥٦١