تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحرير الوسيله ( فارسى ) — صفحة 500

مساهمون:

ص٥٠٠
مسأله 2 - در مقرّ - فاعل باشد يا مفعول - بلوغ و كمال عقل و حريت و اختيار و قصد ، شرط است ؛ بنا بر اين اقرار بچه و ديوانه و عبد و مكره و شوخىكننده ، اعتبارى ندارد . مسأله 3 - اگر كمتر از چهار مرتبه اقرار نمايد حدّ زده نمىشود و حاكم حق دارد او را به طورى كه صلاح مىبيند تعزير نمايد . و اگر كمتر از چهار نفر به آن شهادت دهند ، ثابت نمىشود ، بلكه حدّ بر آن‌ها به خاطر افترا اقامه مىشود . و به شهادت زنان - جداگانه باشند يا با مردان - ثابت نمىشود . و حاكم - امام باشد يا غير آن - به علمش حكم مىكند . مسأله 4 - اگر وطى كند پس دخول نمايد ، قتل بر او و بر مفعول ، ثابت است در صورتى كه هر يك از آن‌ها بالغ عاقل مختار باشند و مسلمان و كافر و محصن و غير محصن در آن مساوى مىباشد . و اگر بالغ عاقل با بچه لواط نموده و دخول نمايد ، اين شخص بالغ كشته مىشود و بچه تأديب مىگردد . و همچنين است اگر بالغ عاقل با لواط به ديوانه دخول كند . و با شعور داشتن ديوانه ، حاكم به آنچه كه صلاح مىبيند ، او را تأديب مىكند . و اگر بچه با بچه لواط نمايد هر دو تأديب مىشوند . و اگر ديوانه‌اى با عاقل لواط كند ، عاقل حدّ مىخورد ؛ نه ديوانه . و اگر بچه با بالغ لواط كند ، بالغ حدّ مىخورد و بچه تأديب مىگردد . و اگر ذمّى با مسلمان لواط كند به قتل مىرسد اگر چه دخول نكرده باشد . و اگر ذمّى با ذمّى لواط كند ، بعضى گفته‌اند كه امام عليه السلام بين اقامهء حدّ بر او و بين تحويل او به اهل ملتش تا حدشان را بر او اقامه نمايند مخير است . و احوط ( وجوبى ) - اگر اقوى نباشد - اين است كه حد را بر او اجرا نمايد . مسأله 5 - حاكم ، در قتل ، بين اينكه گردن او را به شمشير بزند يا او را از جاى بلندى مانند كوه و مثل آن به طورى كه دست‌ها و پاهايش بسته باشد ، پرت كند يا او را به آتش بسوزاند يا او را رجم نمايد - و بنابر قولى يا ديوارى روى او خراب كند - خواه فاعل باشد يا مفعول ، مخير است . و جمع بين بقيهء مجازات‌ها و سوزاندن ، به اينكه كشته شود سپس سوزانده شود ، جايز مىباشد . مسأله 6 - در صورتى كه لواط به طور دخول نباشد مانند تفخيذ يا بين دو كفل ، حدّ آن صد تازيانه مىباشد ؛ و بين محصن و غير محصن و كافر و مسلمان فرقى نيست در صورتى كه فاعل كافر و مفعول مسلمان نباشد و گرنه كشته مىشود چنان كه گذشت . و اگر