خوب شود ، مانند شخص سالم حدّ زده مىشود . و اما اگر بعد از آن خوب شود ، حدّ اعاده نمىشود . و حدّ حائض ، تأخير نمىافتد ، ولى احوط ( وجوبى ) تأخير حدّ زن نفساء است .
مسأله 10 - حدّ با عارض شدن ديوانگى يا ارتداد ، ساقط نمىشود ، پس اگر بر خودش حدّى واجب كرد در حالى كه صحيح است و مرض از دست دادن عقل در او نباشد ، سپس ديوانه شود ، حدّ بر او اقامه مىشود ، چه رجم باشد يا جلد . و اگر ديوانهء ادوارى در وقت افاقه و صحتش ، مرتكب چيزى شود كه موجب حدّ شود حدّ بر او اقامه مىشود و لو در حال ديوانگى او باشد و انتظار افاقهء او كشيده نمىشود ؛ و بين اينكه در حال ديوانگى درد را احساس بكند يا نه ، فرق نمىكند .
مسأله 11 - حد ، اگر جلد باشد در گرماى شديد و همچنين در سرماى شديد ، اقامه نمىشود . پس اقامهء آن در زمستان ، در وسط روز و در تابستان در ساعت خنك آن فقط صورت مىگيرد ؛ به جهت خوف هلاكت يا ضرر بيشتر از آنچه كه لازمهء حدّ است . و در زمين دشمن حدّ اقامه نمىشود و همچنين در حرم بر كسى كه به آن پناه برده است ، ليكن در غذا و آشاميدنى بر او تنگ گرفته مىشود تا خارج شود . ولى اگر موجب حدّ را در حرم ايجاد كرده باشد حدّ بر او در حرم اقامه مىشود .
مقام دوم : در كيفيت واقع ساختن حدّ است
مسأله 1 - اگر چند حدّ بر شخصى جمع شود ، ابتدا به حدّى مىشود كه با انجام آن ، حدّ ديگر فوت نمىشود . پس اگر جلد و رجم بر او جمع شده باشد ابتدا جلد مىشود سپس رجم مىگردد . و اگر بر او حدّ بكر و محصن باشد ظاهر آن است كه واجب باشد اينكه رجم بعد از نفى بلد واقع شود اگر چه داراى اشكال است . و انتظار خوب شدن جلد او در موردى كه جلد و رجم جمع شدهاند ، كشيده نمىشود ، بلكه احوط ( وجوبى ) آن است كه تأخير نيفتد .
مسأله 2 - مرد براى رجم تا كمر - نه بيشتر - و زن تا بالاى كمر و زير سينه ، دفن مىشوند ؛ پس اگر مرد يا زن از گودال فرار كنند اگر چنانچه زنا با بيّنه ثابت شده باشد برگردانده مىشوند . و اگر با اقرار ثابت شده باشد ، پس اگر بعد از خوردن سنگ - و لو يك سنگ - فرار نمايند برگردانده نمىشوند و گرنه بايد برگردانده شوند . و بنابر قولى كه