تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المقنع في الغيبة ( امامت و غيبت از ديدگاه علم كلام ) ( فارسى ) — صفحة 79

مساهمون:

ص٧٩
دوستان خويش مطرح گرديد - گفته شود اين است كه : اولا ما قطع و يقين نداريم « 1 » كه او براى همهء اولياى خويش غايب و مستور باشد . زيرا كه خود اين مطلب نيز بر ما پوشيده است و هريك از ما فقط حال خودش را مىداند نه حال ديگران را . و زمانى كه ظهور آن حضرت را براى آنان ممكن شماريم همانطور كه احتمال عدم ظهور نيز هست ، بايد علّتى را براى غايب ماندن احتمالى آنحضرت از ايشان ذكر نماييم . و بهترين چيزى كه دراين‌باره گفته شده و نزديكترين آنها به حق اينست كه بگوئيم : - البته همانطور كه قبلا بيان داشتيم بايد توجه داشت كه اين باب از ابوابى است كه علم قطعى و تفصيلى به آن لازم نيست ، بلكه همين‌قدر كه علم اجمالى به آن داشته باشيم كافيست - بايد علّت غيبت از اولياء و دوستان ، مشابه و همانند علت غيبت از دشمنان باشد . در اينكه مقتضى سقوط تكليف از آنان نيست و موجب ملامتى نسبت به تكليف كنندهء آنان كه خداست نمىباشد ، و بايد ايشان قادر بر رفع اين مانع و از
هامش
( 1 ) در بعضى نسخه‌ها كلمه « قاطعين » به اين معنا آمده كه « ما قطع و يقين داريم كه . . . » كه با توجّه به سياق كلام و آنچه در غيبت شيخ طوسى نقل شده : انّا اوّلا لا نقطع على استتاره عن جميع اوليائه » و نيز آنچه در اعلام الورى به نقل از سيد آمده است « اوّلا نحن لا نقطع . . . » اشتباه است و همان « لا قاطعين » صحيح است كه مورد ترجمه قرار گرفته است .
المقنع في الغيبة ( امامت و غيبت از ديدگاه علم كلام ) ( فارسى ) — صفحة 79 | الشريف المرتضى / واحد تحقيقات مسجد مقدس جمكران